ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی محمود دولتآبادی
«کلیدر» روی قفسهی ۳۱ خوانندهی ابریشمک با ۲ چاپ هست. پرخوانندهترین، چاپِ فرهنگ معاصر است با ۲۲ خواننده و میانگینِ ۱۰٫۰ از ۱۰ (۶ امتیاز). ۹ نفر از ۲۲ خوانندهی این چاپ تمامش کردند.
۲۲ خواننده، ۹ نفر تمامش کردند، میانگینِ ۶ نفر: ۱۰٫۰ از ۱۰
۹ خواننده، ۴ نفر تمامش کردند
ترتیب از پرخوانندهترین است، نه از «بهترین»؛ ابریشمک هیچ نسخهای را توصیه نمیکند و چیزی هم نمیفروشد. اینها فقط شمارشِ قفسهی خوانندههاست.
این جملهها را خوانندهها از روی نسخهی خودشان برداشتهاند. بخوان؛ کدام چاپ به گوشِ تو روانتر و گیراتر است؟
«و من چرا نمیتوانستم گریه کنم و چرا نمیتوانستم باور کنم و یقین کنم که آدم میتواند مرگ را همیشه در چشمهایش داشته باشد...»
«چندان غرق در خود که بیرون از خود را پنداری از یاد برده است.»
«آدمیزاد، راههای زیرکانه را بیشتر میپسندد. میخواهد که حق به جانب بماند. هرکس برای به تماشا گذاشتن خود آرایشی دارد: "همهچیزِ من را همهکس نباید ببینند. از من، همانچه من میخواهم باید دیده شود."»
«شکستِ مَرد که درمیرسد، مردانهتر آنست که چون چنار بشکند. که زندگانی جایی دارد و مرگ هم جایی. مرگ و زندگانی هرکدام جای و شأن خود را دارند. وقتی زندگانی به راه پلشتی خواست کله پا بشود، پس زنده باد مرگ.»
هیچکدام از عددهای بالا را ناشر نداده و فروشگاهی نگفته — هر کدام شمارشِ قفسهی خوانندههاست. نسخهی خودت که روی قفسه بنشیند، این فهرست برای نفرِ بعدی که همین را میپرسد یک ردیف دقیقتر میشود.
وارد شو و نسخهات را روی قفسه بگذاراول ببین خوانندهها دربارهی این کتاب چه گفتهاندساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.