ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «به دنبال ماه»، نشر میلکان، ۱۸۱ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
۱
در حال خواندن
۰
خواندهام
۰
خواهم خواند
«گرگ گفت:((فردایی وجود نداره.فردا وقتی مهم میشه که به امروز تبدیل شده باشه.))»
«گرگگفت:((هر چیزی که مهمه،امروز اتفاق می افته.))»
«گرگ گفت:((مسیری که در پیش داریم؛شاید سختترین مسیریه که تا به حال طی کردهام،اما من اون رو در آغوش خواهم گرفت و همهی وجودم رو وقفش خواهم کرد و از هر آزمونی که با خودش داشته باشه،استقبال می کنم،چون می دونم طی کردن این مسیر من رو به جایی میرسونه که باید باشم.))»
«گرگ گفت:((بدنم داره در هم می شکنه،ولی احساس می کنم چیزی درونم در حال تغییر کردن و قویتر شدنه.))»
«احساس می کرد زندگی دارد بدنش را ترک می کند.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان