ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «خاطرات یک الاغ» نوشتهی سوفی سگور، انتشارات سوره مهر، ۳۲۰ صفحه است. در ابریشمک ۲ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
کتاب، شرح گرفتاریها و رنجهایی است که یک الاغ متحمل شده است .در ابتدای این داستان ـ که از زبان الاغ نقل میگردد ـ میخوانیم :((من به یک کشاورز بداخلاق و مغرور تعلق داشتم...اربابم تمام سبزیجات و میوههایی را که در طول هفته رسیده بودند، جمع میکرد و توی سبدهایی که بر پشت من میگذاشتند، جا میداد .با این وضع، وقتی من با زحمت میتوانستم حرکت کنم، این زن بدجنس، بر پشت من، روی سبدها مینشست و مجبورم میکرد با همان حال تا بازار((لگل)) ـ که یک فرسنگ تا مزرعه فاصله داشت ـ راه بروم .این کار هر بار مرا، بیش از حد عصبانی و ناراحت میکرد، ولی از ترس چوب خوردن جرات بیان را نداشتم ....
۱ نفرخواندهاند۱ نفرمیخواهند بخوانند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.