روایت تلخ و انسانیِ پسریست که در دل فقر و بیپناهی، قدمبهقدم برای پیدا کردن جای خودش در زندگی تلاش میکند.
«داستان جاوید» روایت زندگی پسری به نام جاوید است که در تهرانِ سالهای پیش از مشروطه زندگی میکند و از همان کودکی با فقر، بیپناهی و سختیهای زیادی روبهرو میشود. داستان، مسیر زندگی او را در میان آدمها و اتفاقات مختلف دنبال میکند و در کنار سرگذشت شخصی جاوید، تصویری از جامعه، فقر، نابرابری و زندگی مردم آن دوره به دست میدهد.
چیزی که کتاب را جذاب میکند، این است که فقط نمیخواهد داستان زندگی یک پسر را تعریف کند؛ جاوید در طول داستان با آدمها و موقعیتهایی روبهرو میشود که کمکم شخصیتش را شکل میدهند. بنابراین با یک رمان شخصیتمحور و اجتماعی طرفیم که زندگی یک انسان را در دل شرایط سخت جامعه دنبال میکند.
حالوهوای کتاب تلخ، واقعگرایانه و گاهی سنگین است. فقر و بیعدالتی در بخش زیادی از داستان حضور دارند، اما در کنار این تلخی، میل جاوید به زنده ماندن و ادامه دادن هم دیده میشود. به همین دلیل کتاب کاملاً ناامیدکننده نیست و رگههایی از امید و مقاومت هم در آن وجود دارد.
لحن فصیح ساده، روان و قصهگوست. او خیلی راحت تو را وارد فضای زندگی شخصیتها میکند و باعث میشود بیشتر از اینکه احساس کنی داری یک متن تاریخی میخوانی، حس کنی داری سرگذشت یک آدم واقعی را دنبال میکنی.
از نظر سختی، کتاب نسبتاً روان است، اما چون رمان مفصل و شخصیتمحوری است، برای خواندنش باید کمی حوصله داشته باشی. اگر به داستانهای پرحادثه و خیلی سریع عادت داشته باشی، ممکن است بعضی قسمتها آرام به نظر برسند.
اگر بخواهم حس خواندنش را در چند کلمه بگویم: تلخ، انسانی، واقعگرایانه، اجتماعی و قصهگو.
به نظرم جذابیت اصلی «داستان جاوید» این است که به جای اینکه فقط دربارهی فقر و سختی حرف بزند، نشان میدهد یک آدم در چنین شرایطی چطور تلاش میکند خودش را پیدا کند و زنده بماند.
سرفصلها
- فقر، نابرابری اجتماعی، کودکی و رشد، خانواده، تنهایی، بیپناهی، جامعهی سنتی، مبارزه برای بقا، شخصیتسازی و امید
به درد چه کسی میخورد
«داستان جاوید» به درد کسی میخوره که رمانهای واقعگرا و شخصیتمحور رو دوست داره و از دنبال کردن سرگذشت آدمها در دل شرایط سخت اجتماعی لذت میبره؛ مخصوصاً اگر به تاریخ و فضای اجتماعی ایران قدیم هم علاقه داشته باشه.
نوشتهیمهدا