ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «سپید دندان» نوشتهی جک لندن، نشر قدیانی، ۳۰۴ صفحه است. در ابریشمک ۴ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند و ۱ نفر به آن امتیاز دادهاند؛ میانگینِ ۵ از ۱۰.
"سپید دندان" نیمه گرگ ـ نیمهسگی است که کاملا اهلی نشده است، زیرا خوی گرگی وی دایما به وسیلهی همنوعان رقیبش به مبارزه خوانده میشود. او یک بار در زمان قحطی از دست صاحبش میگریزد، اما دوباره بازمیگردد و سرانجام در ازای یک بطری عرق به "بیوتی اسمیت"، که مردی بیپروا است، فروخته میشود. او مردی است که سگها را به جان یکدیگر میاندازد و از این راه کسب درآمد میکند. در حین درگیری شدیدی با یک بولداگ قویهیکل، مهندسی با نام "ویدون اسکات" در لحظههای آخر به داد سپید دندان میرسد و سپید دندان از آن پس درخدمت اسکات قرار میگیرد و برای وی در حکم یک شریک بسیار دوستداشتنی میشود. طی یک جدال سخت و مرگبار، سپید دندان از اسکات در مقابل حملهی شدید یک زندانی فراری دفاع میکند و بار دیگر وحشیگری خویش را در حملهی متقابل به اثبات میرساند. نویسنده در این رمان ناتورالیستی به این نکته اشاره میکند که سپید دندان همواره در مقابل انسانها اطاعتپذیر و در مقابل همجنسان خود زورگوست. او بر خلاف این که چندی با انسانها زیسته، اما بنا به غریزهی ذاتی دوباره به خوی وحشیگری خویش بازمیگردد.
۴ نفرخواندهاند
خوانندههای ابریشمک این کتاب را با این نسخهها خواندهاند.
۳ خواننده، ۳ نفر تمامش کردند
۱ خواننده
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
«حس ترس در او وجود داشت؛ این حس، یادگار اجدادی بسیار دوردستی بود که از ورای قرون و اعصار آمده بود و ارثی بود که مستقیما از پدر و مادرش به وی رسیده بود؛ آنها نیز به نوبه خود پشت به پشت، از گرگانی گرفته بودند که پیش از ایشان از جهان رفته بودند. ترس! آری ترس، قانون مسلم و استثناناپذیر بیابان بود که هیچ حیوانی نمی توانست از آن معاف شود.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.