«قیدار» قصهی مردیست که در هیاهوی دنیا، با مرام و جوانمردی زندگی میکند و یادمان میدهد بزرگی به قدرت نیست، به پناهِ دیگران بودن است
بعضی آدمها را نمیشود فقط با نامشان صدا زد؛ نامشان که میآید، انگار بخشی از یک مرام، یک خاطره و یک جهانِ گمشده زنده میشود. «قیدار» قصهی مردیست که بزرگی را نه در قدرت، که در مرام میبیند؛ مردی که برایش جوانمردی فقط یک واژه نیست، بلکه شیوهی زندگیست. در جهانی که آدمها گاهی به آسانی از کنار درد یکدیگر میگذرند، قیدار یادآور این حقیقت است که هنوز میشود دست کسی را گرفت، حرمت کسی را نگه داشت و بیآنکه چیزی خواست، پناه کسی شد. قیدار داستانِ مردیست که میداند اعتبار واقعی را نه با دارایی و قدرت، بلکه با دلهایی که پشت سرت میایستند به دست میآوری. و شاید زیباترین حرف این کتاب همین باشد: آدم اگر بزرگ باشد، حتی سایهاش هم میتواند پناهِ دیگران باشد.
سرفصلها
- اول:مرسدس کوپه ی کروک آلبالویی متالیک
- دوم:تاکسی فیات،کبریتیِ دویست و دو
- سوم:اسب اینترنشنال
- چهارم:موتور وسپای فاق گلابی
- پنجم:هجده چرخ اتاق دار
- ششم:پلیموث کورسیِ سیب فروش ها
- هفتم:اف هشتادوپنجِ عینکی شیشه شکسته
- هشتم:گاومیش دوازده سیلندر
- نهم:براق،مرکبی آسمانی،سپیدرنگ با گوشی لرزان...