روایتی عاشقانه از شوردگی و دلدادگی که توکل و استغاثه به خواست دل میرسد
نویسنده روایتگر زندگی فردی به نام حاج آقا دیباست که در مکه هنگامی که سرش را میان پرده و دیوار خانه خدا قرار داده است و با خدای خود مشغول راز و نیاز است و عاجزانه از خدا حاجتش را می خواهد آشنا می شود عدم آگاهی از حاجت حاج آقا دیبا نویسنده را وسوسه میکند تا با او صمیمی شود بلکه از این طریق به راز قلبی او که باعث شده این چنین به درگاه خدا ضجه بزند پی ببرد که در این مسیر اتفاقاتی جالب می افتد که باعث صمیمیت آنها می شود
به درد چه کسی میخورد
کتاب سبکیه کشش داره دوست داری زودتر بفهمی چه اتفاقی می افته
نوشتهیتینا