کتاب «هر دو در نهایت میمیرند» نوشتهی آدام سیلورا، نشر نون، ۳۳۸ صفحه است. در ابریشمک ۳ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند و ۱ نفر به آن امتیاز دادهاند — میانگین ۱۰٫۰ از ۱۰.
کتاب «هر دو در نهایت میمیرند» نوشته آدام سیلورا، داستانی احساسی و تأثیرگذار است که به موضوع مرگ، زندگی و اهمیت لحظات پرداخته است. این کتاب روایتگر زندگی دو شخصیت به نامهای متئو و روفوس است که در یک روز از طریق سرویسی به نام «مرگکوب» مطلع میشوند که آخرین روز زندگی خود را سپری میکنند. این دو شخصیت، که پیشتر یکدیگر را نمیشناختند، از طریق اپلیکیشنی به نام «دوست آخر» با هم آشنا میشوند و تصمیم میگیرند که آخرین روز زندگیشان را در کنار هم سپری کنند. داستان با تمرکز بر روابط انسانی، ارزش دوستی و مواجهه با مرگ، خواننده را به تفکر عمیق درباره زندگی و اولویتهای آن دعوت میکند. سبک نوشتاری آدام سیلورا با احساسی عمیق و توصیفاتی دقیق، تجربهای فراموشنشدنی برای خوانندگان به ارمغان میآورد.
دیباچه
«هر دو در نهایت میمیرند» دربارهی دو آدمیه که میدونن فقط یک روز وقت دارن و در همون یک روز، معنی واقعی زندگی و دوست داشتن رو پیدا میکنن.
«هر دو در نهایت میمیرند» از اون کتاباست که آرومآروم آدمو درگیر خودش میکنه؛ همزمان که داستان رو دنبال میکنی، مدام به ارزش وقت و آدمهایی که وارد زندگیمون میشن فکر میکنی. حالوهوای کتاب غمگین و احساسی، ولی در عین حال گرم و امیدبخشه. چیزی که بیشتر از همه ازش برام موند این بود که برای زندگی کردن و گفتنِ حرفهای مهم، نباید همیشه منتظر «بعداً» بمونیم.
«خاک را روی پرنده میریزم و قبل از اینکه بلند شوم و بایستم،خاک روی آن را صاف صاف میکنم .«امیدوارم وقتی زمانمون به سر رسید ، یک نفر باشد که همینطوری باهامون با مهربونی رفتار کنه»»
— به انتخاب رضوان۱۸
۹
««زندگی کردن نادرترین اتفاق در دنیاست. بیشتر آدم ها وجود دارند. همین و بس»»
«هر دو در نهایت میمیرند» برای من بیشتر از یه داستان عاشقانه بود؛ انگار یادآوری میکرد که شاید فرصت زیادی برای بعضی آدمها نداشته باشیم، ولی همون زمان کوتاه هم میتونه خیلی چیزها رو عوض کنه. متیو و روفس با اینکه خیلی متفاوت بودن، کنار هم باعث شدن نگاهشون به زندگی تغییر کنه. تو بعضی قسمتها واقعاً دلم گرفت، مخصوصاً وقتی میدونستم پایان داستان از اول مشخصه.