ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
اینجا تازهترین نقد و بررسیهای کتابخوانهای ابریشمک مینشیند: نظر و امتیازِ کسانی که کتاب را واقعاً خواندهاند، از رمان و داستان تا ناداستان. روی نامِ هر کتاب برو تا همهی نقدها، امتیازها و جملههای برگزیدهی همان کتاب را ببینی.
آثار دکتر در عین فلسفی و سخت بودن جذابیت دارن.
کتاب خوبیه یکبار بخونید : )
حاوی اسپویل توصیفات این کتاب درمورد نحوه ی زندگی مردم و صحنه ها قشنگ بود. اما خب رفتارهای محبوبه خیلی حرص دربیاره هرکسی این رمان رو خونده باشه نظرش همینه. ولی بنظر من خوب شد که با رحیم ازدواجکرد چون اگر این اتفاق نمی افتاد و محبوبه یه زندگی دیگه تشکیل میداد این حسرت همیشه به دلش بود که اگر رحیم بود چی می شد چطور میشد و من خوشبخت تر میشدم و.... هر چقدر که رحیم آش دهن سوزی نباشه😄ولی تو چشم عاشق این کاستی ها دیده نمیشه.
خیلی باهاش ارتباط نگرفتم و خوندنش طول کشید. پیام کلی که ازش گرفتم این بود که : تاریکی های زندگی و امیال هایی که مربوط به ذات آدمی میشه ، فشار های اجتماعی انسان را به سمت نا امیدی خشونت و سقوط اخلاقی میکشاند. و اولین گناه باعث گناه های بعدی میشود. و هیچ چیزی در این دنیا بدون کارما نمی ماند حتی اگر خودت متوجهش نشوی. البته این فقط نظر منه.
جملات کوتاه ساده و روان با معنای عمیق و نقاشی هایی که روح دارن برای من خیلی جذاب بود و دوباره و چندباره میخوام که بخونمش شاید هم از این به بعد هرروز یه جمله رو برای کل روزم و عمل کردن بهش انتخاب کنم
چیزی که دوست داشتم این بود که شخصیت اصلی واقعاً آدمِ عجیبیه؛ همزمان میفهمی بعضی تصمیمهاش اشتباهه و باز میبینی خودش رو به همون سمت میکشونه. فضای قمار هم این وسواس و بیمنطقی رو خوب منتقل میکنه. اینکه آدم گاهی میدونه داره به خودش آسیب میزنه ولی باز هم ادامه میده.
برای من جذابترین چیزِ خسی در میقات خودِ سفر نیست، نگاه جلال به چیزهاییه که میبینه. انگار حج برایش فقط یک مقصد نیست، یه فرصته برای اینکه خودش، آدمها و جامعهش رو دوباره نگاه کنه. البته بعضی جاها ریتم کتاب برام کند شد، ولی صداقت نگاهش باعث شد در مجموع دوستش داشته باشم. و این که پیشنهادش میکنم؛ چون فقط یه سفرنامهی حج نیست، بیشتر با نگاه و برداشتهای شخصی جلال طرفی. شاید بعضی قسمتها کند پیش بره، ولی در مجموع کتابیه که به…
ی کتاب کوچیک اما پر از حرف که بنظرم برای بزرگترها حتی مفیدتر از نوجوانان باشه.کمک کنه عشق دلتنگی دوری قدردانی و...رو ببینیم و بشناسیم
کتابی که ارزش خوندن داره که کمک کنه بفهمیم میان تمام رنج ها و سختی ها همیشه چیزی برای جنگین و وصل موندن به زندگی هست این کتاب میخواد بگه اگر انسان یک معنا برای زندگیش پیدا کنه و داشته باشه میتونه از پس تحمل رنج هاش بربیاد
کل کتاب با مثال از انسانهای مختلف میخواد بهت نشون بده که همیشه مسیر موفق شدن قرار نیست مسیر استانداردی باشه ک افراد موفق قبلی طی کردن تا بتونن کامیاب بشن(کامیابی درواقع رسیدن به رسالت شخصی و قلبی هر فرده) و اسب های سیاه کسایی هستن که تونستن از مسیر کامیابی که مسیری به حز استانداردهای جامعه هست به موفقیت برسن(موفقیت همبا جایگاه شغلی و اجتماعی افراد سنجیده میشه)
برای من که کتابهای حدزه خودشناسی و خودیاری حذابه کتاب ارزشمندی بود.توی این کتاب به قدرت درون پی می بریم تاثیر مراقبه مدیتیشن و تنفس آگاهانه تصویرسازی در زندگیمون، سلامتی مون و حتی رسیدن به خواسته ها و اهدافمون اینجا همزمان کلی تحقیقات علمی و مقالات معتبر و مثالهای واقعی آورده شده که باور ما رو به قدرت درونی خودمون رو به عنوان علم اثبات کنه نه مسائل صرفا معنوی
کاش برمیگشتم عقب و نمیخریدمش، همین!
به نظرم نقطه قوتش بیشتر احساس و رابطهی شخصیتهاست تا پیچیدگی داستان، البته هدف یک رمنس (درنوعخودش) جدید بوده که به نظرم سالی که منتشر شد برای طرفدارای رمنس خیلی جالب به نظر میومد. این کتاب جملات عاشقانهی خیلی زیبایی داره و من به خاطر همین دوستش داشتم نکتهی مثبت دیگهای نداره
کتاب خوبی بود. کوتاه بود و خیلی کشدار نبودو متن روونی داشت.برای من راحت تر بود خوندنش چون تصویرش از قبل تو ذهنم بودبخاطر سریالی که از روش ساختن. ولی چون پایانش با سریال فرق داشت جالب شد برام.
«در صفر هیچ چیزی وجود ندارد . هیچ مشکلی از جمله نیاز به قصد هم وجود ندارد.»
آدم باید قبل از عاشق شدن، بلد باشد واقعیت را هم ببیند. فاصله طبقاتی، فرهنگ، تربیت و تفاوت سبک زندگی را نادیده نگیرد.
عالیه واقعا کلا نیشت بازه من که ۲روزه تمومش کردم
رمان خوبیه فکر کنم ادامه داشت اما نتونستم پیدا کنم من
ارزش خوندن داره ذهنتون رو باز میکنه و سعی در بهتر شدن خودتون میشه.
کل کتابو با لهجه ی محسن خوندم.یه تراپیِ کامله خودش این کتاب
اگر میخوای از یه دیدگاه متفاوت به زمان پهلوی نگاه کنی کتاب خوبیه از دید محمدرضا شاه نوشته شده و اتفاقاتی که اون زمان افتاده رو برات ملموس تر میکنه
یه عزیزی یه جمله ای بهم گفت گفت همه انسان ها اشتباه میکنن ولی خدا کنه تاوان اشتباهات آدما ابدی نباشه و تاوان اشتباه محبوبه جنسش ابدی بود تا آخر عمرش حسرت به دل موند
این کتاب با حال و هوای خوبی که داشت مرا از زمان جدا می کرد البته که این کتاب امانت بود و هنگام پس دادن توسط دوستم گم شد و خاطره این گم شدن کتاب فکر نکنم هیچوقت از یادم بره
آدمهایی که از فشار زندگی، فقر، شکست و احساس تحقیر، پوستهای سخت دور خودشون میسازن؛ اما در نهایت بخشی از همان رفتارها و زخمها را به نسل بعد منتقل میکنند در واقع ما اگر از رفتارهایی که سختتر نقدشون میکنیم درس نگیریم تبدیل به الگوی رفتاری خودمون میشه. شالودهی داستان روابط پدر و فرزند هست، اختلاف طبقاتی و ناکامی هم توش گنجونده شده.
«آخرین روز یک محکوم» روایتِ انسانیست که پیش از مرگ، مجبور میشود هر لحظهی زندگیاش را دوباره ببیند؛ ترس، خاطره، پشیمانی و امیدی که مدام خاموش و روشن میشود. هوگو بدون آنکه محکوم را به یک «جرم» تقلیل دهد، او را دوباره به یک انسان تبدیل میکند؛ انسانی که میترسد، دلتنگ میشود و نمیخواهد بمیرد. چیزی که از کتاب با من ماند: وقتی مرگ نزدیک میشود، دیگر هیچ عنوانی مهم نیست؛ فقط یک انسان میماند که میخواهد زنده بماند.
ترس میتوته زندگی تو نابود کنه...
داستان زندگی ونسان ونگوگه و استون خیلی خوب نشون میده که پشت اون نقاشیهای پرشور و رنگارنگ، چه زندگی سخت و پرفرازونشیبی وجود داشته. چیزی که من در کتاب دوست دارم اینه که ونگوگ رو فقط بهعنوان یک «نابغهی هنری» نمیبینه؛ بلکه آدمی نشونش میده که دنبال معناست، بارها شکست میخوره، طرد میشه، عاشق میشه، ناامید میشه و با این حال دوباره به نقاشی برمیگرده نظرم از اون رمانهاییـه که بیشتر از اینکه صرفاً زندگی یک هنرمند رو تعریف کنه…
نمیتونم باهاش ارتباط بگیرم.💀
استادی بود که میگفت این کتاب میتونی مثل معجزه باشه به شرطی که عمیق بخونی و عمیق هم تفکرکنی.راه و رسمزندگیه
قطعا که کتابی با این حوایز و این حجم از فروش نمیتونه بد باشه ولی من نتونستم باکتاب و داستانش ارتباط بگیرم.به علاوه طولانی بودن داستان ک حس میکنم بی دلیل داستان رو کش دادن
برای من انقدر پرکشش بود که ترجیح میدادم کتاب رو زمین نذارم و بیشتر از هرچیزی خرافاتی که نه فقط در اون زمان بلکه در همین زمان هم گریبان زندگی انسان هارو میگیره داستان رو جذاب میکنه
برای من تمام کتاب نوستالژی بود و پر از خنده و لحظهایی هم داشت که دلم گرفت یه جور خاطره بازی بود.
کتابی ساده اما عمیق … برای فهمیدن ارزش واقعی آدمها و چیزها، نباید فقط به ظاهرشان نگاه کنیم. وقتی کسی یا چیزی را دوست میداری، دیگر برایت مثل بقیه نیست .
میخوام یه نظر راجب این دیباچه بنویسم ،عالی نوشتید واقعا ،دیباچه ای که نوشته شده خیلی دلنشینه خداقوت دخترا قلمتون سبز 😍😘😜
کتابیه که چند حرف خوب و کاربردی داره، ولی خیلی جاها زیادی سادهسازی میکنه مشکلش برای من اینه که خیلی وقتها همهچیز رو به «خودت بخواه، تلاش کن، مسئولیتش رو بپذیر» تقلیل میده. در حالی که واقعیت زندگی همیشه اینقدر ساده نیست و شرایط بیرونی، خانواده، پول، جامعه و حتی مسائل روانی واقعاً میتونن محدودیت ایجاد کنن. این نگاهِ «اگر بخوای، میتونی» اگر زیاد تکرار بشه، حتی ممکنه برای کسی که واقعاً در شرایط سختیه، آزاردهنده باشه به…
ارزش خوندن داره اگر دنبال معما و کشش داستانی باشی؛ ولی اگر بخوای به عنوان یک اثر روانشناختی خیلی عمیق یا یک شخصیتمحور قوی بخونیش، احتمالاً ناامیدت میکنه.
آبنبات نارگیلی سومین جلد از مجموعه « آبنباتها» است. این جلد هم همان فضای شیرین و نوستالژیک را حفظ کرده است و ماجراها و اتفاقات تازه ای رخ میدهد. مجموعه آبنبات ها به معنای واقعی فوقالعاده س🥲
آبنبات پستهای دومین جلد از مجموعهی «آبنباتها»ست. در این جلد، محسن همچنان درگیر ماجراهای شیرین خانواده و اطرافیانش است و اتفاقهای تازهای، روزهای نوجوانی او را شکل میدهند. من جلد دوم را بیشتر از جلدهای دیگر دوسداشتم😍
آبنبات نارگیلی چهارمین جلد از مجموعهی «آبنباتها»ست. در این جلد، محسن علاوه بر ادامهی ماجراهای خانوادگی، وارد فضای دانشگاه میشود و با اتفاقها و تجربههای تازهای در این محیط روبهرو میشود.
جملات قشنگی داشت.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.