ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
اینجا تازهترین نقد و بررسیهای کتابخوانهای ابریشمک مینشیند: نظر و امتیازِ کسانی که کتاب را واقعاً خواندهاند، از رمان و داستان تا ناداستان. روی نامِ هر کتاب برو تا همهی نقدها، امتیازها و جملههای برگزیدهی همان کتاب را ببینی.
در خوب بودن این کتاب شکی نیس. اصلن چه نظری میشه داشت از ادبیات روسیه جز خوب بودن حتا معرکه بودن چون بنظرم ادبیات روسیه یه وزنه ی سنگین بحساب میاد در ادبیات جهان. من فقط یه مشکلی باهاشون دارم اونم اسامیشونه🫣اسامی سخت و طولانی که تا مدت ها باید برگردی تو بخش معرفی یه نگاهی بندازی و دوباره برگردی سر داستان که یکم اذیت کننده اس
درمورد دوتا همسایه اس که یکی از اونها نوازدشون رو توی خونه میزارن و واسه مهمانی به خونه دیگری میرن و بعد متوجه میشن که نوزداشون نیست یه رمان معمایی که اصلا آخرش رو نمیتونید حدس بزنید
کتاب بسیار قشنگی بود اما من ترجیح دادم ۲ دفعه بیشتر نخونم
کتاب تاج دوقلوها رمانی فانتزی و عاشقانه با روایتی پرکشش و هیجانانگیز است. دسیسه، قدرت و چالشهای هویتی از جمله مضامین دیگر کتاب است. داستان حول محور دو خواهر دوقلو، رُز و رِن، شکل میگیرد که در بدو تولد از هم جدا شدهاند و در دنیاهای کاملاً متفاوتی بزرگ میشوند. زندگی رز در کاخ سلطنتی و رن در میان جادوگران سپری شده است.
داستان عشق پریدخت وسید محمود که از هم دورن. محمود برای گذارندن دوره طبابت به فرنگ رفته و با نامه نوشتن با پری دخت در اتباط هستن
در این کتاب میخوانیم که چگونه “مینا” برای نجات برادرش و پایان دادن به نفرینِ خدای دریا، قدم به دنیایی زیر آب میگذارد؛ داستانی که به ما یادآوری میکند عشق و ایمان به خود، حتی در میانِ طوفانها و خدایان، راهی برای تغییرِ سرنوشت پیدا میکند.»
این کتاب چون فضای خیلی بصری و خیالانگیزی دارد، و اگر دلتان میخواهد برای چند ساعت از دنیای واقعی فاصله بگیرید و در یک افسانهی کرهایِ غرق در آب، جادو و ایثار غرق شوید، این کتاب بهترین…
در باب شعر کتیبه استاد اخوان ثالث؛ كتيبه را ميتوان شكوهمندترين سروده اخوان در تبيين و تجسم جبر سنگين بشري، و به تبع آن يأس فلسفي و اجتماعي به شمار آورد. ميتوان كتيبه را اسطوره انسان مجبور دانست كه ميكوشد تا از طريق احاطه و اشراف بر اسرار فراسوي اين جهان جبرآلود، معماي ژرف هستي را كشف كند اما آنسوي اين كتيبه نيز چيزي جز آنچه در اين رو ديده است، نمييابد.
بنظرمبرای کسی که دنبال راهکارهای عملی برای اجرا کردن و ساختن عادت جدید و یا ترک عادت های قدیمیشه کتاب مفیدی میتونه باشه در غیر ینصورت یکسری اطلاعات هست که فقط به اطلاعات قبلی اضافه می شه
کتابهاییه که بیشتر از اینکه دربارهی مرگ باشه، دربارهی زندگی کردنه. در دنیای داستان، آدمها در روز مرگشون باخبر میشن و دو نوجوان، متیو و روفوس، در آخرین روز زندگیشون با هم آشنا میشن. چیزی که داستان رو جذاب میکنه اینه که تمرکز فقط روی «چه اتفاقی میافته» نیست؛ بیشتر روی اینه که آدم وقتی میدونه وقتش محدوده، با آدمها، ترسها، حسرتها و انتخابهاش چه کار میکنه.
«سالهای سگی» از آن رمانهایی است که خواندنش راحت نیست، اما تجربهی خواندنش ماندگار است. ساختار رمان در ابتدا میتونه گیج کننده باشه، یوسا مدام بین شخصیتها، زمانها و زاویههای دید جابهجا میشود. گاهی مدتی طول میکشد تا بفهمی چه کسی دارد حرف میزند یا اتفاقی که میخوانی مربوط به چه زمانی است. یوسا میخواهد تو هم مثل شخصیتهای داستان، اطمینان کاملی از واقعیت نداشته باشی.بنابراین اگر در ابتدای کتاب کمی سردرگم شدی، لزوماً مشکل از…
کتاب کوتاهیه، ولی موضوعاتی که باز میکنه خیلی بزرگتر از حجمشه. من با همهی حرفهاش موافق نبودم، ولی به نظرم ارزش خوندن داره چون بعدش چندتا سؤال رو با خودت میبری بیرون از کتاب.
این کتاب جزئی ترین وجوه تنهایی انسان رو به صورت شاعرانه و روان شناسانه در قالب داستان بیان می کند
کتاب قشنگی هست ولی من نتونستم ارتباط خوبی با کتاب بگیرم، این طور سادگی هاو دلداگیها، برای امروز ما انگار تاریخ مصرفش گذشته .
راز سعادت و فضیلت در همین است ،دوست داشتن آنچه باید انجام دهید.
کتاب جذاب و جذب کننده ای و قلم روانی داره هرچی بیشتر میخونم بیشتر دوسش دارم قسمت ۱۹ بشدت پیشنهاد میشه
یکی از دردناکترین کتابهایی که خوندم! درگیریها و مشکلات یک مادر مجرد و دو پسرش. زنی که زندگی مشترک سختی داشته و تمام بار زندگی رو دوش خودشه. اوایل کتاب با غم و مشکلات شخصیت اصلی همراه میشی و خیلی جاها همذاتپنداری میکنی اما، خیلی زود شوکه میشی جوری که درک و تحملش سخت میشه خداروشکر میکنی جای شخصیت اصلی نیستی انگار نویسنده میخواد فرق بین مشکلات عادی و درد واقعی رو نشون بده همش این تو ذهنم بود که همیشه شرایط میتونه…
آبنبات دارچینی برای من کتابیست که بیشتر از اینکه بخواهد داستانی پیچیده و پرتعلیق تعریف کند، میخواهد حالِ خوب، خنده و خاطرات شیرینِ یک خانواده و یک دوره از زندگی را منتقل کند. به نظرم نقطه قوتش فضای صمیمی، طنزِ ساده و شخصیتهاییست که راحت میشود با آنها احساس نزدیکی کرد. قرار نیست بعد از خواندنش با یک داستان سنگین و فلسفی روبهرو شوی؛ بیشتر شبیه این است که چند ساعت کنار یک خانواده بنشینی و از اتفاقات ریز و درشت زندگیشان…
کتاب خیلی پراتفاقی نیست، ولی به نظرم همین زندگی معمولی و تصمیمهای کوچیک شخصیتها جذابش کرده. بعضی قسمتها کشدار بود، ولی در مجموع از خوندنش راضی بودم.
اینکه زندگیِ معمولی، با تمام دعواها، شیطنتها، خانواده و دردسرهای کوچک، میتواند آنقدر شیرین و خندهدار روایت شود که بعد از بستن کتاب، دلت برای همان آدمها و همان روزهای ساده تنگ شود. در واقع، چیزی که میماند گرمای خانواده و طنزِ زندگی روزمره است؛ خندهای که پشتش کمی نوستالژی هم هست. 🌿📚
بنظرم ایده کتاب خیلی سادهست، ولی کاربردیه. قرار نیست باهاش زندگیات یکشبه عوض بشه؛ اگر مشکل اصلیت اینه که زیاد فکر میکنی و کارها رو عقب میاندازی، همین تکنیک ساده میتونه کمککننده باشه.
در نهایت هیچ شخصی نمی تواند خودش را در مقام ریاست شبیه به ان چیزی کند که دیگران انتظار داند
کتاب قشنگی بود، برای من از اون دسته کتاب هایی بود که نتونستم ازش چشم بردارم و فکر کنم توی ۲ روز خوندمش ولی کاش در ادامه اش از زبان استاد هم داستان رو تعریف میکرد، در کل یکم برام مبهم تموم شد.
کتاب با نمکی هست.شامل داستان های کوتاه. به پیشنهاد یکی از دوستانم خوندم و به نظرم میتونه انتخاب خوبی برای داستان خوندن برای بچها باشه مثلا هر شب یک بخش رو براش بخونین. میتونه برای بچها آموزنده باشه. فکر می کنم خیلی مورد علاقه و کارامد برای من نبود. با این وجود چون برام با نمک بودن خوندمش.
به نظرم میشه یکبار خوندش ولی با طمانینه. واقعا میتونیم تمام زوایای شرم اور و مگوی خود را برای دیگران آشکار کنیم و بعد موفق شویم خود را همانطور ک هستیم معرفی کنیم؟ بهرحال آنچه یک انسان را به انچه هست تبدیل کرده تمام مواردی ست که تجربه کرده و درس گرفته
اگر به رویا هایمان ایمان نداشته باشیم آن طور که میخواهیم پیش نمیرود ولی اگر ایمان داشته باشیم آن طور کی میخوایم پیش میرود.
هرگز نباید به جا های دور فکر گرد و خودش را در دردسر انداخت . بعضی مکان ها، شهر ها و کشور ها ارزش رفتند را ندارند...
چیزی که بیشتر از خودِ داستان برام جالبه، اینه که ناباکوف ما رو مجبور میکنه از زاویهی دید هامبرت به ماجرا نگاه کنیم، در حالی که کمکم میفهمیم چقدر داره واقعیت رو به نفع خودش تعریف میکنه.
به نظرم قدرت اصلی کتاب توی زبان و ذهن راویه، نه اتفاقات داستان. هامبرت با کلمات قشنگ و لحن جذاب سعی میکنه کاری کنه خواننده برای لحظهای فراموش کنه با چه آدمی طرفه؛ و همین موضوع کتاب رو هم جذاب میکنه، هم آزاردهنده.
ولی راستش بعضی…
کتاب جالبی بود من خودم رمان های بلند رو دوسدارم اما قصه های کوتاه هم جذابیت های خودشونو دارن.قلم جلال آل احمد رو مندوسدارم تو اینکتاب هم خوب تونسته حال و هوای خانمها رو بیان کنه. اما نظرم در مورد موضوع کتاب اینه که نویسنده قصه ی خانم هایی رو روایت میکنه که متاسفانه جایگاهی تو جامعه و خانواده ندارن چه تو خونه ی پدری چه خونه همسر و درگیر دعا و حتا جادو جنبل میشن که به خواسته هاشونبرسن و این آدم رو غمگین میکنه. غمگین…
وقتی که تمام کتابها رو میسوزونند و کتابخوندن ممنوع و یک جرم تلقی میشه! به جای آتشنشان شغل آتش افروز دارند و مسئول سوزوندن کتابها و گزارش هر نوع تخلفی هستن. فارنهایت ۴۵۱ دربارهی روزیه که کتابها را نمیسوزانند تا مردم نخوانند؛ بلکه کاری میکنند که مردم دیگه خودشون تمایلی نداشته باشن اما عمق فکری و مفهومی که نویسنده میخواد به ما برسونه چیزی بیشتر از کتاب هست.
بین مجموعههای فانتزی گروه سنی نوجون یکی از بهترینهاست. مجموعه رو باید به ترتیب خوند و من چون این کتابش رو بیشتر دوست داشتم برای این نظر نوشتم.
طعم گس خرمالو پنج داستان کوتاهه و بیشتر سراغ زندگی روزمره، رابطهها، تنهایی و چیزهایی میره که آدمها معمولاً مستقیم دربارهشون حرف نمیزنن. چیزی که من دوست داشتم، سادگی روایت و توجه به جزئیات ریز بود؛ لازم نیست داستان مدام اتفاق تازهای داشته باشه تا بفهمی شخصیتها چه حالی دارن. البته همین آروم بودن میتونه برای بعضیها نقطهضعف باشه؛ اگر دنبال کشش زیاد یا داستانهای پرحادثه باشی، احتمالاً بعضی قسمتها برات معمولی یا حتی کند…
لحن لوطی وار کتاب و استفاده از اصطلاحات و ضرب المثلها باعث میشه به خوندن کتاب ادامه بدی ولی قصه کمی حوصله سربره. چندسال پیش که خوندمش برام خیلی جذاب بود نمیدونم الان هم برام همین حس رو خواهد داشت یا نه
کتابی که زیاد نمیشه ب اطلاعاتش به عنوان آموزش اکتفا کرد.در واقع میتونه برای شروع مسیریادگیری و آشنایی با قوانین دنیا جذاب بنظر برسه ولی همه ماجرا نیست.
من خیلی خوب با این کتاب ارتباط برقرار کردم.منطقی که ارائه میکرد برای بعضی اتفاقات و افرادی که توی زندگی ما هستن برای من کاملا قابل پذیرش بود. در کل نویسنده تلاش میکنه مارو با سایه های خودمون آشنا کنه.کمککنه بپذیریمشون و با پذیرش ازشون عبور کنیم
کلا تا یه مدت بعد خوندنش هنوز تو حال و هوای کتاب بودم.غمگینم کرد برای یوسف برادر بزرگش برای خواهرش برای خودِ آیدین عمیقا ناراحت بودم
کتابی که از خواندنش خسته نشدم قلم روان و داستانی جالب با سر فصلهای متنوع. اتفاقات و به سرانجام رسیدنش در تایمی قابل قبول نگارش شد و کش دار نبود . سیر و روایت شکل گیری یک رابطه در کنار روابط دوستانه رو به قلم اورد تعهد و مهربانی بین شخصیتها با هم و حتی با طبیعت دیده میشد و البته قسمتهای تلخ و فقدان ناشی از جنگ هم داشت. دنیا زیبا میشد اگر جنگ نبود این جمله آخر رو از بیو دوست فقید و عزیزم نوشتم ک اتفاقا جنگ او را از ما…
یک لحظه هم کتابو زمین نذاشتم. داستان واقعیه وماجرا در منطقه تنگستان،دواس وبوشهر می گذره
اینکه تنهایی چیزی بدی نیست گاهی میشود در تنهایی به درون خود مراجعه کرد با خود وقت گذراند و آسیب هایی که احساستمون دیدن رو ترمیم کرد بدون بودن در رابطه ای یا با کمک کسی و اینکه به راحتی از خیلی مسائل گذر کنیم و زیاد درگیرشون نشیم
داستان خوب و مفیدی داره و نکته هایی که گفته بدرد بخور هستن. کتاب سبکی هست و نثر روانی داره
کتاب سخت و عمیقی بود و مجبور میشدم دوباره به عقب برگردم به چهار اصل تنهایی ترس مرگ و ازادی پرداخت و تقریبا تکلیف انسان را با خودش مشخص میکند
کتاب رو تازه دست گرفتم ولی از شروعش حس کردم نویسنده مقابلم نشسته و داره با خودم حرف میزنه. فرافکنی ممنوع برای اتفاقات سختی که متحمل شدیم دنبال نقص در خودمون نباشیم چه بسا وقتی کسی ما رو ترک میکنه اصلا خوشحال نباشه اما دیگر فرصتی برای ادامه نباشه. کتاب کاملا مشرف بر مسائل روابط بین دو نفر است و بسیار کمک کننده برای تحمل روزهای جدایی یا راهنمایی برای کسانی که ماندن را بر رفتن مجبورند ترجیح دهند
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.