ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
اینجا تازهترین نقد و بررسیهای کتابخوانهای ابریشمک مینشیند: نظر و امتیازِ کسانی که کتاب را واقعاً خواندهاند، از رمان و داستان تا ناداستان. روی نامِ هر کتاب برو تا همهی نقدها، امتیازها و جملههای برگزیدهی همان کتاب را ببینی.
اشتباهات پدری مستبد که فکر میکنه کاسبی بهتر از تحصیله و پسرش رو دیوانه کرده
«از دیار مهتاب» روایت زنیست که میان زندگی تحمیلشده و رؤیای عشق، میان آنچه باید باشد و آنچه در دل میخواهد، سرگردان است. زنی که از نگاه دیگران عجیب به نظر میرسد، اما شاید فقط بیش از آنها میل به زندگی کردن و تجربه کردن دارد. میلنا آگوس با روایتی آمیخته به خاطره، عشق و حسرت، از زنی میگوید که نمیتواند بهسادگی در قالبهای ازپیشساختهشدهی جامعه جا بگیرد؛ زنی که زندگیاش میان واقعیت و رؤیا، و خواستههای خودش و انتظارات دیگران…
حس خوبی بهم داد بعد از کلی وقت کتابی خوندم که هر چند کوتاه اما پر از حال خوب بود وقتی میگفت این آدم بزرگ ها واقعا چقدر عجیب هستند واقعا قسمت های جالبی بود در قسمت آخر کتاب دلم خواست به آفریقا بروم ستاره ها را تماشا کنم و اگر کودکی به من لبخند زد ،موهایش بور بود به اگزوپری بگویم که یافتمش واقعا خیلی همزاد پنداری با کتاب خوب بود انگار که کودک درونم چیزی را یافت که حالش با آن خوب شود
این کتاب تلاش میکنه با بررسی ارتباط دوطرفه بین احساس و افکار ما، کمی علمی تر و واقع بینانه تر به بحث مثبت اندیشی و تغییر افکار نگاه کنه و راهکارهایی عملی برای خروج از احساسات پایین و رسیدن به سطح بهتری از انرژی زندگی ارائه کنه.
آثار مت هیگ خیلی جذابن
هرچقدر هم برای رسیدن به یک رؤیا تلاش کنیم، ممکنه آخرش بفهمیم چیزی که دنبالش بودیم، بیشتر از اینکه واقعیت داشته باشه، ساختهی خیال خودمون بوده.
آخرین صفحه کتاب واقعا از حجم زیبا بودنش گریه ام افتاد.(: پر از حس خوب بود کلی ازش یاد گرفتم حتما پیشنهاد میشه بخونین کتابش رو (هیچ ملاقاتی تصادفی نیست...)
دوسش داشتم. پیامش برای من این بود که برای شروع دوباره هیچ وقت دیر نیست فقط باید بخوای. حتی بعد از سال ها تنهایی و دیده نشدن هنوز میشه زندگی رو از نو ساخت و امیدبخش بود. گاهی برای پیدا کردن جای خودمان در دنیا باید از جای همیشگیمون بیرون بیایم.
به نظرم داستانهاش میخوان نگاه ما رو به زندگی، آدمها و پیچیدگیهای روابط انسانی عمیقتر کنن. اینکه از کنار اتفاقها و رفتارهای آدمها بهسادگی نگذریم و سعی کنیم از زاویههای مختلف بهشون نگاه کنیم .
«سوفیا پتروونا» داستان زنی معمولیست که در فضای وحشت و سرکوب دوران استالین، با دستگیری ناگهانی پسرش روبهرو میشود. او ابتدا به حقیقت و عدالت امیدوار است، اما هرچه بیشتر در پیچوخم بوروکراسی و انکار گرفتار میشود، فاصلهی میان واقعیت و چیزی که میخواهد باور کند، عمیقتر میشود. چوکوفسکایا با روایتی ساده و بیپیرایه، نشان میدهد ترس چگونه میتواند ذهن آدمها را تسخیر کند و حقیقت را زیر فشار انکار و امیدهای واهی پنهان سازد. چیزی…
کتاب قشنگیه اگه به ادبیات جنگی ایران علاقه دارید به نظرم ارزش خوندن داره
کتابی که همچون اسمش سمفونی مردگان بود غم بسیار و گاه شادی کاش میتوانستم غمی را که کتاب بر دلم ریخته اینجا بنویسم اما حیف است کتاب را بخوانید هر چند غمگین می شوید اما تجربه هایی نیز دارد اگر کتاب با سیر خطی دوست دارید بدانید که سیر کتاب خطی نیست و پرش دارد قصه خوب است مخصوصا کودکی اما هر چه بزرگتر شوی غم ها بزرگتر می شود پس با ذهن آماده کتاب را شروع کنید
آه فقط ماویس میتوانست چنین دلبری ومعاشقه کند و انسان را با خود به آسمان ها ببرد وحالا که فکر می کنم این فرشته ...اما باورکردنی نیست ممکن نیست.
این کتاب خواننده رو وادار میکنه فراتر از ظاهر شخصیتها رو ببینه و دربارهی مفهوم انسانیت و قضاوتکردن آدمها فکر کنه. اگه دنبال داستانی پرحادثه و سریع هستی، ممکنه ریتم بعضی قسمتها برات کند باشه. جذابیت اصلی کتاب بیشتر در فضای رازآلود شخصیتپردازی و لایههای فکریشه تا اتفاقات هیجانانگیز!
کتاب برخلاف خیلی از داستانهای عاشقانه، به رسیدن دو نفر به هم ختم نمیشه؛ بلکه نشون میده بعد از شکلگیری عشق، حفظش چقدر اهمیت داره.
کتاب خوبیه اولش خیلی کشش نداره اما جلوتر که بری داستان اصلی نمایان میشه و خب با اینکه همه داستان شمس و مولانا رو میدونیم باز هم به جلو هلت میده.
اگر نمایشنامه خون هستین پیشنهاد میشه. مخصوصا اگر طرفدار ژانر فلسفی و اسطورهای هستین، خیلی براتون جذاب خواهد بود. سارتر مثل همیشه در آثار خودش از دغدغهی آزادی، اختیار و انتخاب و مسئولیت صحبت میکنه. نظرم پیام مهم «مگسها» این نیست که انسان باید گذشتهاش رو فراموش کنه؛ بلکه اینه که نباید اجازه بده گذشته، قدرت انتخاب در زمان حال رو ازش بگیره.
به نظرم «یازده دقیقه» از اون کتابهاییه که ایدههای جالبی دربارهی عشق و شناخت خود مطرح میکنه، اما لزوماً همهی حرفهاش به یک اندازه عمیق یا قانعکننده نیستن. به نظرم یکی از ضعفهای کتاب اینه که یه وقتایی نویسنده بهجای اینکه اجازه بده خواننده خودش از دل اتفاقات به نتیجه برسه، مفاهیم فلسفی رو مستقیم توضیح میده. برای همین، بعضی بخشها ممکنه شعاری یا بیشازحد سادهسازیشده به نظر برسن.
«مامان و معنی زندگی» مجموعهای از روایتهای رواندرمانگرانه است که در آن یالوم از رابطه با مادر، ترس از مرگ، تنهایی، عشق و جستوجوی معنا مینویسد. او با روایت زندگی بیماران و تجربههای شخصیاش، به سراغ احساساتی میرود که گاهی سالها در وجودمان پنهان میمانند. این کتاب یادآوری میکند که گذشته، رابطههای خانوادگی و حتی فقدان آدمها میتوانند تا سالها بر زندگیمان سایه بیندازند؛ اما شناختن این زخمها شاید راهی برای فهمیدن خودمان و…
خب من دوستش نداشتم. ولی پیامش برای من این بود که گاهی فراموشی ما را از درد گذشته نجات می دهد. حقیقت های فراموش شده حتی اگر تلخ باشند همچنان بر روابط و آینده مان سایه می اندازد.
هنوز تمومش نکردم، ولی یه غم عجیبی توی این کتاب هست که آدم رو درگیر میکنه. هرچی بیشتر میخونم، بیشتر دلم میخواد بدونم آخرش چی میشه. حس میکنم این کتاب تا مدتها توی ذهنم میمونه.
ملت عشق برای من فقط یه داستان عاشقانه نبود؛ بیشتر دربارهی تغییر کردن، رها کردن قضاوتها و جور دیگهای دیدن زندگی بود. رابطهی شمس و مولانا برام جذاب بود، چون نشون میداد گاهی یه آدم میتونه نگاه آدم به دنیا رو برای همیشه عوض کنه. کتابی که شاید باهاش موافق همهجا نباشی، ولی وادارت میکنه فکر کنی
اینکه توی زندگی همیشه وقتایی هست که فکر میکنی تمومه ولی باید حواست باشه که هیچ وقت نا امید نشی و دقیقا دری که خوشبختی پشتشه همون دریه که اسمش امیده.
خوندنش تجربهی خوبی. فضای داستانی برای روایت فلسفه به دلم نشست. اما ارزش اصلی این کتاب در اینه که ما رو به تأمل دربارهی ملاقاتها و تجربههای انسانی دعوت میکنه؛ البته بهتره ایدههای عرفانی اون رو بهعنوان یک زاویهی دید بخونیم، نه قانونی قطعی دربارهی زندگی.
به نظرم پیام اصلی کتاب اینه که شاید نتونیم با تمام ترسهامون کنار بیایم، اما میتونیم نذاریم ترس از پایان، فرصت تجربه کردن زندگی رو ازمون بگیره. یالوم ازمون میخواد به این فکر کنیم که آگاهی از پایان زندگی چه تغییری در شیوهی زندگی کردنمون ایجاد میکنه.
بنظرم فروغ شاعریه که تا عمق تاریکی میره و نور رو پیدا میکنه به همین خاطر در اشعارش هم میشه نور و تاریکی رو در کنار هم پیدا کرد وحتی به وضوح میشه صدایی در حمایت از زنان رو در شعرهاش شنید. و بیشتر از هرچیزی هیجانی که هنگام خوندن شعرهاش داشتم وقتی تصور میکردم که اشعارش در زمان خودش تابوشکنی میکردن...
بنظرم خوندن کتاب خالی از لطف نیست چون نویسنده خیلی واقع بینانه داستان هایی از زندگی افرادیرو بیان می کنه که برای گذر از چالش های زندگیشخصی خودشون چاره ای جز روبرویی و پذیرش اون احساس و اون اتفاق همونطوری که واقعا هست، ندارن و نشون میده همیشه زندگی اونطوری که ما میخواهیم پیش نمیره
بابا گوریو تصویری از جامعهایه که توش پول و جایگاه اجتماعی، گاهی از عشق و انسانیت مهمتر میشن. بالزاک با شخصیتهایی باورپذیر، نشون میده جاهطلبی، فداکاری و میل به پذیرفتهشدن چطور میتونن روی روابط آدمها تأثیر بذارن. کتابی دربارهی پیچیدگی انسانها و بهایی که برای خواستههاشون میپردازن. در نهایت، بابا گوریو کتابیه که ارزش خوندن داره نه فقط بهخاطر داستانش، بلکه بهخاطر نگاه عمیقش به روابط انسانی، جاهطلبی و تأثیر جامعه بر…
اگر نمایشنامه خوان و اهل تاتر هستین یکی از اصلی ترین نمایشنامه ها و چهارچوب اصلی تاتر هستش و پیشنهاد میکنم حتما مطالعه کنید اما اگه دنبال رمان و داستان هستین با سلیقه شما جور در نمیاد
به نظرم «از غبار بپرس» دربارهی تنهایی و میل آدم به دیده شدنه. آرتورو باندینی شخصیتی نیست که همیشه دوستش داشته باشی؛ گاهی خودخواه، متناقض و حتی آزاردهندهست، اما همین ضعفها باعث میشن واقعی به نظر برسه. جان فانته با نثری ساده و بیپرده، از آدمی مینویسه که میخواد بزرگ باشه، اما هنوز با ترسها و حقارتهای خودش کنار نیومده. برای من، جذابیت کتاب در همین صداقت تلخشه؛ در اینکه نشون میده گاهی پشت غرور و ادعاهای آدمها، فقط یک…
کتاب دارای حال وهوای غم ،شادی،جنگ ،ناعدالتی وهمه چیز در هم پیچیده گاهی افسانه ای زیبا در خود جای داده و گاهی خاطره ای همه اینها سبب کشش و جذب کتاب هستند البته که کتاب سیر خطی ندارد
این کتاب نسبت به مجموعه داستانهای کوتاهی که خوندم تو رسوندن مفهوم بهتر عمل کرده بود. پنج داستان کوتاه که شامل اتفاقاتی در جنوب کشور میشه و حول محور فقرمالی، فقر فرهنگی و ناکامی مردم میچرخه، احمدمحمود با تبحر خاص خودش داستان رو هم به نتیجه میرسونه هم مفهوم رو میرسونه.
برای کسی که قلم دکتر شریعی و قالب فکری ایشون رو دوست داره و تمایل داره امام علی رو از نگاهشون بشناسه پیشنهاد میکنم. این کتاب جور دیگهای رنج واقعی یک انسان کامل رو در جامعهای پر از تناقض که ارزشها وارونه شده و انسانهای خوب تنها شدن بیان میکنه.
این کتاب یه جورایی شبیه قصه های مجید مردای کرمانی،منتها بجای مجید خود مرادی کرمانی داره داستانشو میگه. داستان با چاشنی طنز تنهایی و سختی های زندگی یهنوجوون و بتصویر میکشه.
برای من، مهمترین موضوع کتاب فقط عشق به دیگری نیست؛ بلکه شجاعت روبهرو شدن با خود واقعیمان است. آدم گاهی سالها مطابق انتظارات دیگران زندگی میکند، به چیزهایی باور دارد که هیچوقت دربارهشان سؤال نکرده و در مسیری قدم میگذارد که شاید اصلاً انتخاب خودش نبوده است. فکر میکنم زیباترین شیوهٔ خواندنش این است که نه تمام حرفهایش را حقیقت مطلق بدانیم و نه صرفاً به خاطر شاعرانه بودن جملاتش از کنارشان بگذریم. بهتر است با آن گفتوگو…
این کتاب بهم یاد داد که اگه اتفاقی که میخواستم رخ نداده حتما به صلاحم بوده که نشده
منو یاد بچگیم میندازه با اینکه چندین بار فیلمشو دیدم ولی خوندن کتابشم خالی از لطف نبود
به نظرم جذابترین ایدهی این کتاب اینه که گاهی برای پیدا کردن خودمون، باید بفهمیم چه بخشهایی از هویتمون رو خودمون انتخاب کردیم و چه بخشهایی رو دیگران برامون ساختهان، البته ارزش این رمان صرفا در ایدهی هویت نیست؛ پیوند این موضوع با مهاجرت، عشق و شرایط اجتماعی بهش عمق میده.
اشعار زیبای فاضل نظری از دل میاد و به دل میشینه. خیلی دوستش داشتم و کنار گذاشتم تا چندوقت یکبار مرور کنم.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.