داستان آدمی پاک و صادق است که وارد جامعهای میشود که در آن صداقت و معصومیت گاهی از هر شرارتی بیدفاعترند
شدیداً روانشناختی، عصبی، پرتنش و پر از گفتوگوهای طولانی است؛ مدام تو را مجبور میکند دربارهی عشق، اخلاق، ایمان، غرور و جنون آدمها قضاوت کنی و بعد قضاوتت را زیر سؤال ببری. از آن کتابهاست که بیشتر از داستان، آدمها در ذهنت میمانند
گاهی در جهانی که آدمها برای رسیدن به قدرت، ثروت و خواستههایشان از هیچ کاری دریغ نمیکنند، انسانی که هنوز صداقت، مهربانی و شفقت را باور دارد، عجیبترین آدم به نظر میرسد.
«ابله» داستان شاهزاده میشکین است؛ مردی سادهدل، مهربان و صادق که پس از سالها درمان بیماری در سوئیس، به روسیه بازمیگردد و وارد جامعهای میشود که در آن غرور، فریب، حسادت و منفعتطلبی جای زیادی برای معصومیت باقی نگذاشتهاند.
میشکین برخلاف آدمهای اطرافش، اهل قضاوت و پنهانکاری نیست. او با نگاهی سرشار از شفقت به انسانها نزدیک میشود، اما همین صداقت و مهربانی در جهانی پر از تناقض، گاهی به نقطهضعفش تبدیل میشود.
داستایفسکی در این رمان پرسشی عمیق مطرح میکند: آیا انسانی که بیقیدوشرط مهربان است، در جامعهای آکنده از خودخواهی و فریب، میتواند دوام بیاورد؟
شاید عنوان «ابله» بیش از آنکه دربارهی میشکین باشد، دربارهی جهانی باشد که مهربانی و پاکی را نشانهی حماقت میداند.
سرفصلها
- اگر میخواهی ببینی وقتی یک آدم واقعاً خوب وارد دنیایی پر از غرور، شهوت، حسادت و بازیهای روانی میشود چه اتفاقی میافتد، این کتاب را بخوان
به درد چه کسی میخورد
کسی که عاشق شخصیتپردازی روانشناختی و بحثهای اخلاقی است و از رمانهای طولانی و پرگفتوگو نمیترسد.