ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «تا در محله گم نشوی»، نشر ماهی است. در ابریشمک ۲ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
کتاب حاضر دربردارنده رمانی از «پاتریک مودیانو» است. شخصیت اصلی داستان، «ژان درگان»، نویسندهای در حدود شصت ساله است که در تنهایی به سر میبرد و از ترس رویارویی با اندوهی که آمیخته با گذشتهاش است، از پرداختن و فکر کردن به آن زمانها اجتناب میکند. مدتهاست که دیگر تلفن او زنگ نمیخورد. دیگر چندان هم نمینویسد و تنها کتاب تاریخ طبیعی نویسندهای به نام «بوفن» را میخواند. تا اینکه روزی شخصی به نام «ژیل اتولینی» با او تماس میگیرد و خبر از پیدا شدن دفترچهای میدهد که درگان در ایستگاه قطار گم کرده بود. در این دفترچه اسمی آمده که کنجکاوی اتولینی را برانگیخته و حالا میخواهد از درگان اطلاعاتی درباره شخص مذکور به دست آورد. کنجکاوی اتولینی درگان را به گذشتههای دور میبرد و بهانهای میشود برای باز کردن کلافهای درهمتنیده روزگار کودکیاش.
۱ نفرمیخوانندش۱ نفرمیخواهند بخوانند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
ولی ۲ نفر پیشتر همین کتاب را از راسته خریدهاند.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
«من از بیان خود واقعیت عاجزم، تنها می توانم سایه اش را بر شما آشکار سازم.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.