دختری در قطار نهتنها یک رمان پلیسی بلکه تریلری روانشناسانه است. ماجرای همیشگیِ عشق و شکست، اینبار با همراهیِ افکاری سرگردان،و ابهام در میان واقعیت و رویا.
ریچل که زنی دائمالخمر است برای خودش ارزشی قائل نیست؛ از نظر او زنان فقط از دو وجه قابلتوجهاند: وضعیت ظاهری و نقش مادریشان. پس با این حساب، او که ظاهری معمولی دارد و نازاست، نمیتواند مورد توجه مردی واقع شود. موهبتی که احتمالاً از نظر او، زنهای دیگر قصه ـ آنا و مگان ـ از آن بهرهمندند. ریچل بیش از آنکه در واقعیت زندگی کند، در خیال و بین آدمهای خیالیای که فقط خودش آنها را میبیند سیر میکند؛ آنقدر که درگیر حوادث بینشان میشود. حوادثی که هیچوقت رخ ندادهاند.
سرفصلها
- بخش اول:ریچل
- بخش دوم :آنا
- و سوم:مگان
- که در طول کل کتاب،روایت داستان بین سه زن،از نگاه هر کدام و دیدگاه متفاوت است.
به درد چه کسی میخورد
اگر دنبال یه کتاب معمایی و در عین حال روانشناختی،و مرموز هستی این کتاب برای توعه.