نوجوون که بودم خوندمش، رو اعتماد به نفسم خیلی تاثیر گذاشت کتاب قشنگیه که کم خونده شده و حیف، پیشنهاد میکنم بخونیدش مخصوصا اگر در اطراف ۲۰ سالگی پرسه میزنید.
ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «زمانی که یک اثر هنری بودم» نوشتهی اریک امانوئل اشمیت، نشر افراز، ۲۴۰ صفحه است. در ابریشمک ۲ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
راوی، که جوانی بیست ساله است، به دلیل احساس پوچی، به خاطر داشتن چهرهای زشت، تاکنون سه بار دست به خودکشی زده، اما هر سه بار ناموفق بوده است. او این بار تصمیم میگیرد تا خود را از صخرههای ساحلی «پالومباسول» پرتاب کند. اما لحظۀ اقدام به این کار با هنرمندی به نام «زئوس» برخورد میکند. زئوس با منصرف ساختن جوان از خودکشی به او قول میدهد که برایش زندگی جدیدی بسازد، جوان نیز میپذیرد. از آن پس زئوس با انجام برخی جراحیهای زیبایی، به آرزوی دیرینۀ جوان مبنی بر زیبا شدن جامۀ عمل میپوشاند. اما با این کار، جوان گویی به یک اثر هنری تبدیل میشود و هویت خود را از دست میدهد. رمان حاضر به شیوۀ فلشبک «Flash back» به نقل از راوی بازگو و در آن به مسائل هستیشناسی و هویت انسانی پرداخته میشود.
۱ نفرخواندهاند۱ نفرمیخواهند بخوانند
خوانندههای ابریشمک این کتاب را با این نسخهها خواندهاند.
۱ خواننده
۱ خواننده
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
نوجوون که بودم خوندمش، رو اعتماد به نفسم خیلی تاثیر گذاشت کتاب قشنگیه که کم خونده شده و حیف، پیشنهاد میکنم بخونیدش مخصوصا اگر در اطراف ۲۰ سالگی پرسه میزنید.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.