نشان میدهد که در یک رابطه، گاهی عشق و خیانت، حقیقت و دروغ و حتی شناخت و ناآشنایی آنقدر به هم نزدیک میشوند که تشخیصشان آسان نیست.
نمایشنامهایست روانشناختی و پرتنش دربارهی زن و شوهری که بعد از یک حادثه، رابطهشان وارد مرحلهای عجیب و پر از تردید میشود. مرد حافظهاش را از دست داده و زن تلاش میکند گذشته و رابطهی میانشان را برای او بازسازی کند؛ اما کمکم معلوم میشود حقیقت آنقدرها هم ساده نیست.
اشمیت در این نمایشنامه از دل گفتوگوهای یک زوج، سراغ عشق، حافظه، خیانت، حسادت، وابستگی، دروغ، قدرت و تصویری که از آدم مورد علاقهمان در ذهن میسازیم میرود. داستان آرامآرام لایههای رابطه را کنار میزند و مدام این سؤال را پیش میکشد که آیا واقعاً آدمی را که سالها دوست داشتهایم، میشناسیم؟
سرفصلها
- عشق و زندگی مشترک
- حافظه و فراموشی
- خیانت و وفاداری
- حسادت و شک
- دروغ و حقیقت
- وابستگی عاطفی
- قدرت در رابطه
- شناختن دیگری
- تصویر ذهنی از معشوق
- تنهایی در زندگی مشترک
- مرز عشق و مالکیت
به درد چه کسی میخورد
به درد کسی میخوره که نمایشنامههای کوتاه، دیالوگمحور و روانشناختی رو دوست داره؛ مخصوصاً اگر به پیچیدگی روابط عاطفی، عشق و زخمهای پنهان زندگی مشترک علاقهمند باشی.
نوشتهیمهدا