یه چالش اخلاقی جسورانه از صادق هدایت برای من که عاشق کبابم،کتابی که با استدلال های تند و تیزش،وجدان من گوشتخوار و قلقلک داد.
باید اعتراف کنم خوندن این کتاب برای یه گوشتخوار حرفه ای مثل من،تجربه عجیبی بود.هدایت با قلم تیزش تو این کتاب ،به جنگ با گوشت و گوشتخواری رفته،جالب این که یجوری از رنج حیوانات و سبک زندگی سالم حرف میزنه که حتی اگه مثل من طرفدار سر سخت گوشت و کبابم باشی،نمیتونی بی تفاوت از کنار استدلال هاش بگذری.بیشتر شبیه یه بیانیه پر شور برای آشتی با طبیعت هستش.قطعا من بعد از خوندنش سراغ گیاه خواری نرفتم ولی بعد از خوندنش فکرم مشغول شد که میشه یعنی با طبیعت مهربونتر بود !؟ این کتاب برای من یه تلنگر کوچیک اخلاقی بود.
به درد چه کسی میخورد
اگه مثل من گوشتخواری و میخوای بدونی اونطرف میدون چه خبره و چه حرفایی برای گفتن دارن،اره بخون. ولی اگه با دیدن متن های انتقادی درباره سبک زندگیت موضع میگیری و فکر میکنی نویسنده به شخصیت توهین میکنه ،فقط اعصابتو خورد میکنه.
نوشتهیعلیرضا