ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «مروارید» نوشتهی جان استاینبک، نشر فرهنگ معاصر، ۱۳۶ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
کتاب حاضر جزء داستانهای آمریکایی قرن 20 م است و بر اساس یکی از حکایتهای قدیمی مردم مکزیک نوشته شده است که در آن زندگی فقیرانة صیادان بومی مکزیک به تصویر کشیده شده است که به نوکری سفیدپوستان درآمده و به زور اسلحه آیین و زبان و تسلط اقتصادی آنها را تحمل میکردند. در خلاصة داستان چنین آمده است: «کینو» مردی جوان، مغرور، زورمند و ماهیگیر است. او با همسرش «خووانا» و پسر کوچکش «کایوتیتو» در منطقهای فقیرنشین زندگی میکند. او از سفیدپوستان بیزار است؛ اما روزی عقربی کایوتیتو را نیش میزند و کینو مجبور است او را نزد پزشک سفیدپوستی ببرد. پزشک آنها را به علت سرخپوست بودن و نداشتن هزینة معالجه تحقیر میکند. کینو به همراه خانواده به ساحل دریا میرود و آرزو میکند که بتواند مرواریدی پیدا کند تا بتواند حقالعلاج پزشک را بپردازد؛ اما او بزرگترین مروارید جهان را صید میکند و با صید آن ماجراهای دیگری به وقوع میپیوندد.
۱ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.