ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «مرگ خوش» نوشتهی آلبر کامو، نشر نگاه، ۱۴۴ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
"مورسو"ی جوان که میپندارد خوشبختی یعنی داشتن پول و ثروت بسیار، با تصمیمی از قبل برنامهریزی شده، پیرمرد فلجی با نام "زاگرو" را کشته و تمامی پولهای وی را میرباید. او پس از این عمل از محل کار خویش استعفا داده، راه سفر به آلمان را در پیش میگیرد. او که اکنون احساس ثروتمندی و خوشبختی بسیار زیادی میکند، هرچند روز را در مکانی ساکن شده و پس از مدتی دوباره به الجزیره بازمیگردد و مدت زیادی را با چند تن از دوستان خویش، در ویلایی میگذراند. پس از آن چون تصمیم گرفته به تنهایی روزگار بگذراند، در روستایی ساحلی، ساکن شده و روزگار را با آرامش سپری میکند. مورسو پس از مدتی، به یک بیماری سخت دچار شده و چندصباحی را به دست و پنجه نرم کردن با آن میگذراند و سرانجام در حالی به مرگ لبخند میزند که احساس خوشبختی تمام وجودش را فرا گرفته است.
۱ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.