ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «کاراوال» نوشتهی استفانی گاربر، نشر باژ، ۴۸۲ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
کتاب حاضر، داستانی است که در آن اسکارلت هرگز جزیره کوچک محل زندگیاش را ترک نکرده است. او به همراه تلا، خواهر محبوب و کوچکترش و پدر قدرتمند و بیرحمشان زندگی میکند. پدر اسکارلت ترتیب ازدواج او را میدهد و اسکارلت رؤیای دیدارش از کاراوال را بربادرفته میبیند. همان نمایشی که سالی یکبار اجرا میشود و تماشاگران هم در آن مشارکت میکنند. اما امسال دعوتنامهای که اسکارلت مدتها به انتظار آمدنش رؤیاپردازی کرده است، بالاخره از راه میرسد. تلا با کمک ملوانی مرموز، اسکارلت را یواشکی برای دیدن کاراوال راهی میکند اما بهمحض رسیدن، اسطوره، مغز متفکر و گرداننده کاراوال، تلا را می ربابید. مشخص میشود کاراوال امسال حول محور تلا برگزار میشود و هرکس زودتر پیدا بیش کند، برنده است.
۱ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.