گفتوگویی عجیب و اعترافگونه است که کمکم تو را وادار میکند دربارهی گناه، قضاوت، اخلاق، ریاکاری و تصویری که از خودمان داریم فکر کنی.
تاریک، تلخ، طعنهآمیز و سنگین؛ یک جور حسِ اعتراف شبانه دارد، انگار کسی روبهرویت نشسته و دارد چیزهایی میگوید که ترجیح میدهی نشنوی. این سؤال که آیا واقعاً آدم خوبی هستیم، یا فقط وقتی خودمان را خوب میدانیم که هنوز مجبور نشدهایم با بخشهای بدِ خودمان روبهرو شویم؟
به درد چه کسی میخورد
اگر از کامو، رمانهای فلسفی و شخصیتهایی که از نظر روانی پیچیده و خاکستریاند خوشت میآید، احتمالاً خیلی به دلت مینشیند.
نوشتهینسترن