ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «استخوان خوک و دستهای جذامی»، نشر چشمه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
رمان حاضر قصهی درماندگی و رهایی است. نگاهی است به هفت زندگی از میان انبوه زندگیهای جاری در یک مجموعه عظیم مسکونی، زندگیهایی که از کنار هم عبور میکنند، بیآن که بر هم تاثیر بگذارند یا حتی از وجود هم آگاهی پیدا کنند. داستان با زاویهی دید سوم شخص یا دانای کل نوشته شده است و بدین گونه این امکان فراهم میآید تا تنها خواننده ـ همچون یک دانای کل ـ بتواند به تک تک زندگیها سرک بکشد و به پیچیدگیهای حیات انسانی که در هفت زندگی بحران زده پدید آمده خیره شود.
۱
در حال خواندن
۰
خواندهام
۰
خواهم خواند
«خیلی که تو این خراب شده باشید هفتاد ـ هشتاد سال بیش تر نیست .لامصبا اگه هفتصد سال می مندید چی کار میکردید ؟»
«هرکاری که خواسته ید کرده ید و اگه نکرده ید لابد نتونسته ید بکنید.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان