کتاب درباره ی عشق، از دست دادن و پذیرش هست
داستان لوئیزا کلارک دختر سرزنده و بانشاطی که برای پرستاری از ویل که از گردن به پایین حرکتی ندارد استخدام میشود. ویل که در گذشته زندگی مهیج و فوقالعاده ای داشته بخاطر این اتفاق افسرده و ناراحت است اما با امدن کلارک به زندگیاش همه چی عوض میشود و به تدریج عشقی بین این دو نفر شکل میگیرد ....
این کتاب یه رمان عاشقانه هست با وجود اینکه این سبک کتاب خیلی سلیقه ی من نیست ، چیزایی ازش یاد گرفتم و حتی گریه کردم ... خیلی با احساسم بازی کرد... در حد یکبار خوندن اوکی بود درباره تحولات زندگی دو نفر هست حسی که بهم داد این بود: اتفاقات رو بپذیرم...من یکبار فرصت زندگی دارم...اون طوری بگذرونم که من میخوام..
سرفصلها
- ۱. آشنایی لوئیزا با ویل
- ۲. شروع کار لوئیزا در خانهٔ ویل
- ۳. شکلگیری رابطهٔ لوئیزا و ویل
- ۴. شناخت گذشته و شخصیت ویل
- ۵. تلاش لوئیزا برای تغییر زندگی ویل
- ۶. نزدیکتر شدن عاطفی آن دو
- ۷. سفر و تجربههای مشترک
- ۸. آشکار شدن تصمیم مهم ویل
- ۹. تلاش لوئیزا برای منصرف کردن ویل
- ۱۰. رویارویی لوئیزا با تصمیم ویل
- ۱۱. خداحافظی و جدایی
- ۱۲. زندگی لوئیزا پس از ویل
- ۱۳. نامهٔ ویل و آغاز زندگی تازهٔ لوئیزا
به درد چه کسی میخورد
اگر به رمان های عاشقانه علاقه دارین بخونین