داستان آدمهاییست که زیر پوستِ زندگی صنعتی و متمدن، هنوز با تاریکترین و غریزیترین بخش وجود خودشان میجنگند.
هفدهمین رمان از مجموعهی «روگن-ماکار» است. داستان در فضای راهآهن فرانسه میگذرد و زندگی لکوموتیورانی را دنبال میکند که با خشونت، میل، حسادت و تاریکیهای درونی خودش درگیر است. زولا در کنار داستان جنایت و عشق، تصویری بسیار زنده از دنیای راهآهن و جامعهی صنعتیِ در حال تغییر ارائه میدهد. یکی از جذابیتهای کتاب این است که راهآهن فقط پسزمینهی داستان نیست؛ قطارها، سرعت، زغال، دود، آهن و ایستگاهها تقریباً مثل یک شخصیت زنده در رمان حضور دارند و در کنار زندگی آدمها، تصویر جامعهای را میسازند که با سرعت وارد عصر صنعتی میشود.
به درد چه کسی میخورد
به درد کسی میخوره که رمانهای تاریک، واقعگرا و روانشناختی دوست داره و از داستانهایی دربارهی جنایت، عشق، خشونت و جنبههای تاریک انسان لذت میبره.
نوشتهیمهدا