ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی ریچارد باخ
«جاناتان مرغ دریایی» روی قفسهی ۱۷ خوانندهی ابریشمک با ۹ ترجمه هست. پرخوانندهترین، ترجمهی شقایق قندهاری (علم) است با ۵ خواننده. ۴ نفر از ۵ خوانندهی این ترجمه تمامش کردند.
۵ خواننده، ۴ نفر تمامش کردند
۳ خواننده، ۳ نفر تمامش کردند
۳ خواننده، ۳ نفر تمامش کردند
۱ خواننده
ترتیب از پرخوانندهترین است، نه از «بهترین»؛ ابریشمک هیچ نسخهای را توصیه نمیکند و چیزی هم نمیفروشد. اینها فقط شمارشِ قفسهی خوانندههاست.
این جملهها را خوانندهها از روی نسخهی خودشان برداشتهاند. بخوان؛ کدام ترجمه به گوشِ تو روانتر و گیراتر است؟
«تو برای پرواز نیازی به ایمان نداری، تو باید پرواز را درک کنی و این چیزیست که باید انجام دهی، حالا دوباره تلاش کن.»
«پرواز را آموخته بود و برای بهایی که صرف آن کرد اصلاً پشیمان نبود.»
«وقتی فهمید که محدودیتها فقط در ذهنِ اوست، آسمان دیگر برایش سقفی نداشت؛ بلکه افقی بیپایان بود برایِ بودن.»
«تنها قانون واقعی آن است که به " آزادی" منجر شود، قانون دیگری وجود ندارد.»
هیچکدام از عددهای بالا را ناشر نداده و فروشگاهی نگفته — هر کدام شمارشِ قفسهی خوانندههاست. نسخهی خودت که روی قفسه بنشیند، این فهرست برای نفرِ بعدی که همین را میپرسد یک ردیف دقیقتر میشود.
وارد شو و نسخهات را روی قفسه بگذاراول ببین خوانندهها دربارهی این کتاب چه گفتهاند۱ خواننده
۱ خواننده
۱ خواننده
۱ خواننده
۱ خواننده
«پس از این چه اتفاقی برایمان خواهد افتاد؟ به کجا خواهیم رفت؟ اصلا بهشتی وجود دارد؟ نه جاناتان! چنین جایی وجود ندارد. بهشت زمان و مکان ندارد. بهشت ، کمال است .»
«مرغان همصدا گفتند: 《برادری شکسته است.》 چشمانشان را جدی و با وقار بستند و روی از او برگرداندند. بدین سان جاناتان بقیه زندگی اش را در انزوا گذرانید و به جایی دور، صخره ای در دوردست تبعید شد. انزوا او را از پا نینداخت، اندوهش از این بود که سایر مرغان دریایی نخواستند شکوه و جلال پرواز را تجربه کنند، چشمانشان را بگشایند و واقعیت را ببینند.»
«تو دیگر به من نیازی نداری.تو نیاز به یافتن خود داری،هر روز اندکی بیشتر...»
از ۵ ترجمهی دیگرِ این فهرست هنوز کسی جملهای نگذاشته.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.