ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «داستان دوست من (کنولپ)» نوشتهی هرمان هسه، نشر ماهی، ۱۳۰ صفحه است.
کتاب حاضر، داستان مردی به نام «کنولپ» است. «کنولپ» آزادمردی است که زیستن در صحرا را جایگزین زندگی در شهر کرده است. او تنفس در بیابان و خوابیدن زیر سقف آسمان را بر دوندگی و روزمرگیهای همیشگی در شهر و یا روستا ترجیح میدهد. «کنولپ» قلندری است ولگرد که توانایی انجام هر کاری را دارد ولی در عمل بیکارهای بیش نیست. وجودش سرخوشی و شادی به ارمغان میآورد و از نبودش کسی رنجی نمیبرد. در هر مکانی دوستان و آشنایان زیادی دارد. با اصطلاحات و راه و رسم همه حرفهها آشناست ولی تن به کاری نمیدهد. چهاردیواری منزل و یا حتی محل کار حوصلهاش را تنگ میکند. ولی پا به صحرا که میگذارد هوا را بوکشان و رقصان میرود.
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.