ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «دوست بازیافته»، نشر ماهی است. در ابریشمک ۳ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
کتاب حاضر، داستانی است که در آن در گرماگرم زمانه پرآشوب و رویدادهای سرنوشت سازی که به استقرار نظام هیتلری در آلمان انجامید، دو نوجوان هممدرسهای زندگی بهظاهر آرام و بیدغدغهای را میگذرانند. از این دو یکی یهودی و دیگری از یک خاندان برجسته اشرافی است. آشنایی و دوستی ساده دو همشاگردی دوام چندانی نمییابد و کشمکشهای سیاسی و اجتماعی آن دو را کمکم از هم جدا میکند. سرنوشت یکی تبعید و گریز و مهاجرت ناخواسته است درحالیکه همهچیز میتواند به ترقی و شهرت دیگری منتهی شود. اما رویداد دردناک و تکاندهندهای در آخرین سطرهای کتاب همه آنچه را که خواننده حدس میزند نقش بر آب میکند.
۳ نفرمیخواهند بخوانند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
ولی ۳ نفر پیشتر همین کتاب را از راسته خریدهاند.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.