ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «رمانهای سهگانه جان کریستوفر»، نشر قدیانی است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
در میان نویسندگان داستانهای علمی - تخیلی برای نوجوانان، «جان کریستوفر» جایگاه ویژهای دارد. وی برخلاف بسیاری از نویسندگان این نوع داستان، بهجای تمرکز تخیل خود بر پیشرفتهای علم آینده و طرح پیچیدگی آنها به مسائل ناشی از استفادههای نادرست از این پیشرفتها توجه میکند. او در سه رمان «شهریار آینده»، «آنسوی سرزمینهای شعلهور»، و «شمشیر ارباب» که در این کتاب، ارائه شدهاند به همین مضامین پرداخته است.
۱ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
«چیزی مغز را فریب میدهد که مغز از فریب آن احساس رضایت کند.»
«تو همیشه مرا شکست میدادی. نه به این دلیل که جنگجوی بهتری هستی بلکه به این دلیل که اصولاً شکست را نمیپذیری.»
«من هروقت ذهنم مشغول به چیزی بود، سکوت میکردم و نیازی به صحبت نمیدیدم.»
«حقیقت میتواند زشت هم باشد. - قبول ندارم. - راستی؟ پس گوش کن. زنی نیک سیرت درحال مرگ است . او تقاضای دیدار پسرش را میکند. حقیقت این است که پسر، بزهکاری محکوم به مرگ است و صبح روز بعد به دار آویخته میشود. آیا شما حقیقت را به زن میگویید؟ حقیقتی که فاقد ترحّم باشد ، ظالمانه و بی رحم است. جایی که بیرحمی و ظلم باشد اثری از زیبایی وجود نخواهد داشت.»
«حقیقت هرگز پیرایهٔ دروغ به خود نمیپذیرد.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.