سفری تلخ و بیرحمانه در جهانی است که آدمهایش مدام تلاش میکنند زنده بمانند، در حالی که خودِ زندگی چندان علاقهای به مهربانی با آنها ندارد
تلخ، سیاه، عصبی، خندهدار و گاهی واقعاً گزنده است؛ تقریباً هیچ توهم زیباییشناسانهای دربارهی جنگ، استعمار، فقر، کار و انسان باقی نمیگذارد. چیزی که میماند، صدای راوی است؛ صدایی که همزمان میخنداندت و حالت را میگیرد
سرفصلها
- اگر میخواهی جهان را از چشم آدمی ببینی که دیگر حاضر نیست دروغهای قشنگ دربارهی آن را باور کند، راه بیفت و تا انتهای شب برو
به درد چه کسی میخورد
کسی که رمانهای تاریک، ضدقهرمانها، طنز سیاه و روایتهای بیپرده دربارهی بخشهای زشت زندگی را دوست دارد
نوشتهینسرین