ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
اینجا تازهترین نقد و بررسیهای کتابخوانهای ابریشمک مینشیند: نظر و امتیازِ کسانی که کتاب را واقعاً خواندهاند، از رمان و داستان تا ناداستان. روی نامِ هر کتاب برو تا همهی نقدها، امتیازها و جملههای برگزیدهی همان کتاب را ببینی.
هیچی نداشت جز یه قصه کلی و کش دار و بی سر و ته.
فضای مرموز، پایان بسیارضعیف. نویسنده تمام تلاشش روکرده بود که فضای ترسناکی رو به خواننده القا کنه، ولی اصلا موفق نبود.
روایت لحظه به لحظه ی زندگی یک خانواده معمولی در دهه شصت. برای من جذابیت زیادی نداشت بجز لهجه زیبا و حاضرجوابی های محسن که اینها دلیل محکمی نیست برای توصیه ی خواندن این کتاب به دیگران.
جالب بود، چون مدام به خودم میگفتم راوی داستان واقعا داره این لحظههارو تجربه میکنه یا تو مرز واقعیت و خیال گیر افتاده؟! کتاب آموزندهای نیست دنبال نتیجهگیری نباشید داستان چشمگیر و اتفاقات هیجان انگیز نداره اما آدم رو دنبال خودش میکشونه.
کتابیه که میتونه نگاهت به رفتار آدمها رو تیزتر کنه، به شرطی که حرفهای گرین رو قانون قطعی طبیعت انسان ندونی و با ذهن نقاد بخونیش یهجورایی زاویه دید جدید برای درک رفتار انسانها بهت میده.
سووشون کتاب خیلی خوبیه و توصیفات زیبای خانم دانشور اونو زیبا و جذاب تر هم کرده
با دید باز باید این کتاب رو خوند و واقعا یکی از ساختار شکن ترین کتاب هاست
زنی جسور و که برای عشق از همه چیز میگذره برادرش ،پدرش و حتی بچه هاش و... نمایشنامه ای کوتاه ولی بسیار تاثیر گذار
«دالان بهشت» برای من بیشتر از یک داستان عاشقانه، دربارهی بزرگ شدنِ آدمیه که تازه بعد از یک رابطه میفهمه عشق بهتنهایی برای ساختن یک زندگی کافی نیست. فضای کتاب ساده و روانه و مخصوصاً تغییرات مهناز و نگاهش به ازدواج و خودش برام جالب بود. البته بعضی جاها حرفهای کتاب زیادی مستقیم و آموزنده میشه و ریتمش هم گاهی کند میشه. با این حال، چیزی که ازش با من موند بیشتر از خودِ داستان، مسیر رشد مهناز بود؛ اینکه آدم گاهی باید از یک…
«ربکا» برای من بیشتر از اینکه یک رمان عاشقانه یا جنایی باشه، بازی با ذهن و ناامنیهای آدمه. چیزی که خیلی دوست داشتم این بود که حضور ربکا حتی بدون اینکه واقعاً در داستان حضور داشته باشه، روی همهچیز سایه انداخته و مدام باعث میشه درباره آدمها و اتفاقات شک کنی. فضای عمارت و رابطهی شخصیتها هم حس خفقان و اضطراب خوبی میسازه. البته بعضی قسمتها، مخصوصاً توصیفها و فکرهای راوی، برام کمی طولانی شد، ولی کشش داستان و فضای روانیش…
واقعا دوسش داشتم، لحن کتاب، فضاش، زبان محل، محسن، همه اینا منو واقعا به این کتاب جذب کرد🥰
کتابی که باعث میشه، کمتر به خودت سخت بگیری و خودتو اذیت نکنی... قشنگ بود و موردِ پسندم🙏
خدای من این کتاب عالیه. انقدر عالیه. که هنوز جرات نکردم ازش برگک بنویسم، یا دیباچه، یا نظر بدم. فقط باید بخونی تا متوجه بشی چی میگم و درک کنی این حسی که بیانش میکنم. لطفا مترجمِ خوب رو انتخاب کن حتما که خییلییی موثره..
کتاب تا اینجاش جالب بوده ص۱۹۱ من عاشق پایان بندی کتابم به شدت عالی تموم شدد
برای آشنایی با معماری در زمان های مختلف و سیر تحولات آن تا به امروز کتاب مناسبیه.
این هم ازون کتابایی بود که بنظرم بیشتر تحت تاثیر تبلیغات پرفروش بود نه محتوا. مورد پسندم نبود
واقعا ملت عشق یک کتاب بشدت خوبی بود که من میتونستم بخونم تو زندگیم و خیلی درس های به من یاد داد و کتابی ارزشمند بود و از خواندن لذت بردم و بیشتر دلم خواست درباره شمس تبریزی و مولانا بدونم
حاوی اسپویل از کتاب و نویسنده تعریف زیادی شده برای همین تشویق شدم به خوندنش اما راستش انتظارم بیش ازین بود.خب البته این کتاب حتمن که در زمانه ی خودش خیلی سروصدا به پا کرده اما امروزه شاید خیلی مورد پسند نباشه،مخصوصن با گرایشات سیاسی نویسنده که خاص اون دوره هست و الان شاید کسانی باشند که این گرایشات رو نپسندند. از طرفی شخصیت فرنگیس در طول قصه خیلی خودش رو سرزنش میکنه و در اینکار بنظرم اغراق میکنه و از حوصله خارج…
پایان بندی اش غیر منتظره بود ولی جالب بود
کتاب جالبیه
این کتاب رو قبلا از خود ابری خریدم و خیلی راضی بودم از خوندنش کمتر از صد صفحس و جوریه که از صفحه ۱۰ به بعد دلت نمیاد ادامشو بعدا بخونی و میگی بخونم تا تموم شه راجع به یه ارباب مغرور و مال اندوزه که از سیر هم کره میگیره و فکر میکنه عقل کل هست و
برداشت من ازش این بود: عشق وقتی ارزشمنده که آدم برای بهدست آوردنش مجبور نشه خودش رو از دست بده. شارلوت برونته این مفهوم رو به بینقصترین شکل ممکن رسونده بود همونطور که ازش انتظار میرفت
فضاسازی فوقالعاده نویسنده هرچی بگم کمه! حس ناامنی و تاریک و مرموز به خوبی به خواننده القا میشه همین بس که ربکا زنده نبود اما حضورش همهجای داستان حس میشد.
کتاب به زبان ساده و عامیانه ولی پر از تامل
این کتاب و فوق العاده دوست داشتم مباحث علمی در قالب داستان و با توجه به واقعی بودن مطلب بسیار عالی و شگفت انگیز بود و اینکه بدن انسان دنیای ناشناخته ای هست برام بشدت هیجان انگیز بود .
گاهی زندگی بعد از یک از دست دادن شبیه ادامه دادن همان زندگی قبلی نیست.باید با نسخه ی جدیدی از خودت و دنیات کنار بیای. دنیایی که حالا خاکستری. میای داستان فقط بین ماندن و رفتن انتخاب نکرد بین تسلیم شدن به گذشته و قبول کردن آینده ای که هیچ شباهتی به گذشته نداره انتخاب کرد. همیشه نمی تونیم چیزی رو که از ما گرفته شده پس بگیریم اما می تونیم تصمیم بگیریم که از دست دادن پایان ما نباشد. بلکه آغاز یک زندگی تازه باشد. ترجمه…
در عین سادگی اما مفاهیم بزرگی را به ما یادآور کرد، مردی که یک مبارز غیور و در عین حال یک عاشق و همانقدر که در میدان مبارزه بی باک و نترس بود در میدان عشق بی دفاع و تسلیم همسرش بود . داستانش زیبا و دردناک بود .
اگر در حال تجربه دلشکستگی هستید، ممکنه با کتاب ارتباط برقرار کنید. تسکین موقتیای خواهد بود اما تاثیرگذاری بلندمدتی نخواهد داشت.
ریسک پذیر باش و به دنبال هدفهای بزرگ باش ،با رسیدن به اولین هدف راکد نشو
پدر و پسری که بی اندازه به هم شبیه اند .در واقع پدری که پسرش را درست مانند خودش بزرگ کرده است
پنج زبان عشق» برای من ایدهی ساده ولی کاربردیای داشت؛ اینکه آدمها ممکنه محبت رو دریافت کنن، ولی نه لزوماً به همون شکلی که طرف مقابل ابراز میکنه. اگر دنبال یه کتاب ساده و کاربردی دربارهی رابطه و نحوهی ابراز محبتی، ارزش خوندن داره. مخصوصاً اگر گاهی حس میکنی محبتت رو نشون میدی ولی طرف مقابل اونطور که انتظار داری دریافتش نمیکنه.
راستش من فقط بخشهای مربوط به شمس و مولانا رو دوست داشتم. اون قسمتها برام جذابتر و عمیقتر بود و حس عرفانی و فضای تاریخیش رو بیشتر میپسندیدم. بخش داستان معاصرِ الا خیلی باهاش ارتباط نگرفتم و به نظرم در مقایسه با روایت شمس و مولانا کمی کمرنگتر و قابلپیشبینیتر بود. در مجموع، بیشتر برای روایت شمس و مولانا از خوندنش لذت بردم.
اگر قرار باشد درمورد این کتاب حرف بزنم باید درمورد زمان حرف زد، کل کتاب محور زمان را دارد زمان در کتاب نه فقط بخاطر درهم شکستگیهای فصل و ترکیب و گذشته و حال نیست که مهم است. بلکه وجود و اهمیت زمان در جملات کتاب است
یک کتاب فلسفی که دید آدم ها رو به دنیای اطراف باز میکنه ولی یکم کتاب سنگینی هست و باید با ذهن آزاد خوانده بشه و عجله ای برای تموم شدنش نباشه که راحت بشه درک کرد
داستان زیبایی بود. رمانای اسپارکس و دوست دارم. نه میشه گفت شاهکاره نه میشه گفت ضعیفه ولی یک دید خیلی سالم، امن، تمیز و آرومی به عشق داره. غم های عادی زندگی تو داستاناش هست ولی مانور اصلی رو عشق و آرامشه.
برای من که به دنیای ذهن و قدرتهای درونی علاقه دارم، این کتاب جذابیت داره. اینکه بعضی آدمها چطور به خواسته هاشون به راحتی میرسن، چحطور از بیماری ها شفا پیدا میکنن، حتی چطور دعاهایی ک میکنن به راحتی اجابت میشه... ولی یه فصلهایی از کتاب به نظرم مطالب کمیزرد میشن چون غیر واقعی و ساده انگارانه بیان شدن
یادمه مثل همه داستان های عشقی دهه ۸۰ با کلی فراز و فرود و غم و اشک. کتابی با وجود طولانی بودن داستانش توی چند شب تمومش کردم.
کلا طنز مهرداد صدقی عالیه.کتابای طنزشو خیلی دوس دارم و بشدت منتظر ابنبات زعفرانی هستم
یادمه از اون رمان هایی بود که با وجود اینکه صبح باید میرفتم مدرسه ولی توی ۲یا۳ شب تمومش کردم.وقتی شروع کردم زمین گذاتنش سخت بود
طنزش عالیه
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.