داستان از زبان سه برادر روایت میشود، روایتی که ما را میان اتفاقات حال، خاطرات گذشته و دنیای درونی و ذهن آشفتهی آنها جابهجا میکند.
خشم و هیاهو بیشتر از آنکه صرفاً داستان یک خانواده باشد، ما را وارد ذهن آدمهایی میکند که هرکدام به شکلی با خاطرات گذشته و خشم و فروپاشی درونیشان دستوپنجه نرم میکنند. نثر کتاب یچیده و دشوار است ، خصوصا دو فصل نخست، چرا که زمان در این کتاب خطی پیش نمیرود. و مرز میان خاطره، حال و گذشته محو میشود. فضای کتاب برای من تلخ تاثیر گذار بود. این حس یا تفکر با من مانده ک گذشته ی آدم ها هیچوقت در گذشته نمیماند و رد و اثر آن در ذهن افراد ب شکل های مختلف ( حسرت، عشق، خشم و...) میماند. سه فصل اول از رمان دربارهی افکار پیچیده، صدا و خاطرات سه برادر کامپسون است که در سه روز مختلف نوشته شده است. ویلیام فاکنر با استفاده از اشارههایی کوتاه به خاطره پسران خانواده کامپسون از خواهرشان کدی سقوط یک خانواده را نشان میدهد و از این موضوع برای نشان دادن اوضاع وخیم طبقه اشراف جنوب آمریکا در زمان جنگ داخلی استفاده میکند.
سرفصلها
- در بخش نخست وارد خاطرات پراکنده و ادراک بنجی، ک از ناتوانی ذهنی رنج میبرد میشویم.
- در بخش دوم وارد دنیای آشفته ی کونتین برادر بزرگ تر بنجی میشویم. احساسات و خاطرات کونتین نسبت ب بنجی عمیق تر و پیچیده تر است و خودش نیز برخلاف بنجی ب آنها آگاه است.
- در بخش سوم نثر کتاب روان تر و قابل فهم تر میشود و به ذهن دیگر پسر خانواده ، جیسون وارد میشویم.
- بخش چهارم و پایانی، راوی دانای کل دارد، و روایت از ذهن شخصیتها فاصله میگیرد و با نگاهی بیرونی، فروپاشی خانوادهی کامپسون را میبینیم.
به درد چه کسی میخورد
ببهخاطر پیچیدگی کتاب، آن را مناسب بزرگسالان و دوستانی میدانم که دستکم چند اثر با ادبیات و ساختار پیچیده خوانده باشند. این کتاب انتخاب مناسبی برای شروع کتابخوانی نیست، اما این شاهکار حتما باید در لیست کتاب های ک میخواهید بخوانید باشد.