ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «باشگاه مشتزنی» نوشتهی چاک پالانیک، نشر چشمه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
۰
در حال خواندن
۱
خواندهام
۰
خواهم خواند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
«به من گفت میخواهم لطفی در حق من بکنی. منو بزن. هرچی محکمتر بهتر. من دلم نمیخواست بزنمش ولی تایلر قانعام کرد. گفت که دوست ندارد بدون زخم بمیرد و اینکه دیگر از تماشای مشت زنی حرفهایها خسته شده و دوست دارد بیشتر درباره خودش بداند. درباره خود ویرانگری. آن وقتها زندگی ام زیادی کامل بود و شاید باید همه چیزمان را خرد میکردیم تا بتوانیم آدم بهتری بشویم.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.