پرده از دنیای پیچیدهی رواندرمانی برمیدارد و نشان میدهد پشت رابطهی درمانگر و بیمار، گاهی بیش از آنچه فکر میکنیم، راز، احساس و آسیب پنهان است
«دروغگویی روی مبل» رمانی دربارهی دنیای رواندرمانی و رابطهی پیچیدهی میان درمانگر و بیمار است. یالوم در این کتاب چند رواندرمانگر و بیمارانشان را دنبال میکند و نشان میدهد پشت ظاهر حرفهای و آرام جلسات درمان، چه احساسات، ترسها، وسوسهها و ضعفهای انسانیای وجود دارد.
کتاب فقط دربارهی بیماریهای روانی نیست؛ بیشتر دربارهی خودِ رابطهی انسانی است. اعتماد، عشق، تنهایی، مرزهای اخلاقی، قدرت، دروغ و نیاز آدمها به دیده شدن، مدام در داستان مطرح میشوند. یالوم حتی خودِ رواندرمانگر را هم از جایگاه یک آدم کاملاً بینقص پایین میآورد و نشان میدهد درمانگر هم مثل بیمار، گذشته و زخمها و ضعفهای خودش را دارد.
حالوهوای کتاب روانشناختی، صمیمی، کمی تلخ و گاهی طنزآمیز است. برخلاف بعضی آثار یالوم، اینجا با یک داستان چندلایه و نسبتاً پرشخصیت روبهرو هستیم و روابط میان آدمها بخش مهمی از جذابیت کتاب را میسازد.
لحن یالوم ساده و روان است و مفاهیم روانشناختی را در دل داستان مطرح میکند؛ بنابراین لازم نیست روانشناس باشی تا از کتاب لذت ببری. البته بعضی بحثهای مربوط به رواندرمانی و اخلاق حرفهای ممکن است کمی جدیتر و تخصصیتر شوند.
از نظر سختی، متوسط و نسبتاً روان است. داستان جلو میرود و کشش خودش را دارد، اما چون شخصیتهای مختلف و چند خط داستانی دارد، بهتر است با دقت بخوانی و روابط آدمها را دنبال کنی.
اگر بخواهم حس خواندنش را در چند کلمه بگویم: روانشناختی، صمیمی، پیچیده، انسانی و کمی تلخ.
چیزی که برای من در این کتاب جذاب است این است که یالوم مدام این سؤال را پیش میکشد که وقتی دو انسان روبهروی هم مینشینند، واقعاً چه کسی دارد دیگری را میشناسد و چه کسی خودش را پنهان میکند؟
به درد چه کسی میخورد
«دروغگویی روی مبل» به درد کسی میخوره که روانشناسی و داستانهای شخصیتمحور رو دوست داره و کنجکاوه بدونه پشت رابطهی درمانگر و بیمار چه اتفاقهایی میافته؛ مخصوصاً اگر از کتابهای یالوم که روانشناسی رو با داستان و روابط انسانی ترکیب میکنن لذت میبره.
نوشتهیمهدا