ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «سرگذشت نارنیا: سفر کشتی سپیدهپیما» نوشتهی کلایو استیپلز لوئیس، نشر کاروان، کتاب لوک، ۲۵۶ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
"ادموند" و "لوسی" را برای تعطیلات نزد پسرخالهی بداخلاقشان، "اوستس"، میفرستد. اوستس، ادموند و لوسی را مسخره میکند، زیرا بچهها همیشه دربارهی یک سرزمین خیالی به نام "مارینا" صحبت میکنند. در همین لحظه تابلوی یک کشتی بر روی دیوار اتاق، زنده میشود و هر سه کودک، به درون تابلو، به درون نارینا، به درون دریا، به درون کشتی سپیدپیما رانده میشوند. "کاسپین"، در جستوجوی هفت یار وفادار از پدرش که در زمان حکومت عمویش، "میراز"، از کشور تبعید شده بودند، به راه افتاده است و سوگند خورده است که تا آنها را پیدا نکند، به نارینا بازنگردد. به همین دلیل کشتی سپیدپیما را به آب انداخته و عازم دریاهای دوردست و ناشناخته شده است؛ دریاهایی که کسی تاکنون چیزی از آنها نشنیده. ادموند و لوسی و اوستس باید به کاسپین کمک کنند و خود نیز در این سفر با ماجراهای حیرتانگیزی روبهرو شوند و چیزهای بسیاری بیاموزند.
۱ نفرمیخواهند بخوانند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.