داستانِ رویای سینما نیست؛ داستانِ آدمهایی است که وقتی وارد کارخانهی رؤیا میشوند، با واقعیتش روبهرو میشوند.
بوکوفسکی تو را میبرد وسط پشتصحنهی ساخت یک فیلم؛ جایی که هنر، پول، شهرت، آدمهای عجیب و پوچیِ صنعت سینما به هم میرسند. تلخ، کثیف، بیپرده و بهشدت بامزه؛ پر از آدمهای عجیبوغریب و موقعیتهای ابزورد. همان لحن بیخیال و گزندهی همیشگی بوکوفسکی را دارد. این حس که حتی جایی مثل هالیوود، با تمام زرقوبرقش، پر است از آدمهایی که دارند دنبال پول، تأیید، شهرت یا معنایی برای زندگی میگردند.
سرفصلها
- یک فیلمنامهی عجیب: شروع ماجرا از جایی که قرار است فیلمی ساخته شود.
- پول و هالیوود: وقتی هنر باید با حسابوکتاب کنار بیاید.
- آدمهای عجیب: کارگردانها، تهیهکنندهها و آدمهایی که هرکدام دنیای خودشان را دارند.
- هنرمند در برابر سیستم: وقتی نویسنده باید بین خودش و صنعت فیلم تعادل پیدا کند.
- بوکوفسکیِ همیشگی: الکل، بدبینی، شوخی و نگاه بیرحمانه به آدمها.
- واقعیت یا نمایش؟: جایی که مرز بین زندگی واقعی و فیلم کمکم محو میشود.
- رویای هالیوود: پشت نورهای درخشان، چیزهای چندان درخشانی هم وجود دارد.
به درد چه کسی میخورد
اگر از بوکوفسکی خوشت میآید و عامهپسند را دوست داشتی، احتمالاً این یکی هم جذبت میکند؛ مخصوصاً اگر پشتصحنهی سینما و طنز سیاه را دوست داشته باشی.
نوشتهینسترن