ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «مادام کاملیا»، نشر دنیای نو است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
ماجرای داستان عشق جوانی از خانوادهای اصیل به نام "آرمان دووال "است به زنی بدنام به نام "مارگریت ."مارگریت بعد از آشنایی با آرمان، از گذشته ناپاک خویش دست کشیده با معشوق خویش در خانه کوچکی دور از محیط شهر زندگی میکند .تا این که روزی پدر آرمان به دور از چشم پسرش، نزد مارگریت رفته از او میخواهد که از زندگی پسرش بیرون رود .مارگریت پس از این ملاقات، بی آن که آرمان را از این موضوع آگاه کند، خانه را ترک میکند و ....
۱
در حال خواندن
۰
خواندهام
۰
خواهم خواند
«خداوند برای زن هایی که با نیکی انس نگرفته و آموزش ندیده اند، دو راه می گشاید : اول راه رنج دوم راه عشق را .و پیمودن این دو راه بسیار دشوار است.هر که در این دو راه قدم بگذارد ، پاهایش خون آلوده می شوند و دست هایش پر از زخم.»
«_راستی که انسان ها چقدر بی رحم اند!شاید هم من اشتباه میکنم . تنها خداوند عادل است و اشتباه نمی کند.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان