یک مقدمه از خود شخص هرمان هسه بگویم. اگر اثر سیذارتای این نویسندهی آلمانی که برندهی جایزهی نوبل ادبیات شده را خوانده باشید، متوجه این خواهید که خیلی تحت تأثیر مذهب بودیسم و هندوییسم قرار گرفته و همچنین در این اثرش ریشههایی از طبیعت گرایی و رمانتیسم به چشم میآیند. در مورد رمان دمیان، باید بگویم که خلاقانه نوشته شده و تصویر سازی قویای در وقوع رویداد های داستان وجود دارد، مضاف بر اینکه نه تنها دمیان بلکه اکثر رمان های هرمان هسه انعکاسی از شخصیت خودش هست. این شخص از آنجایی که از کشمکش های درونی خویش زجر میکشید و همچنین از شخصیت خودش و رنج های هموار بر خودش میگریخت. به مرور با یکی از شاگرادن یونگ بر میخورد و تحت تأثیر آثار یونگ و فروید به این موضوع که دائماً در حال فرار از خویشتن بوده، پی میبرد. علی ای حال رمانی است که زندگی خشک و افراطی مذهبی و پیامد های نامطلوب آن بر یک پسر بچه را به خوبی به تصویر کشیده. ترجمه نشر اساطیر از نسخهی انگلیسی صورت گرفته و ممکنه با کلمات خیلی قدیمی و کم کارکرد آشنا بشید اما مغز مطلب و رمان ادا میشه. این امتیازم بیشتر به ترجمه هست وگرنه خود داستان خیلی منو منقلب کرد.