ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «ریگ روان» نوشتهی استیو تولتز، نشر نیک فرجام، ۴۰۲ صفحه است. در ابریشمک ۶ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
این کتاب داستان دو دوست است که دو فرد شکستخوردهاند؛ لیام نویسندهای شکستخورده است که پلیس شده و آلدو کارآفرین شکستخوردهای است که هر بیزنسی راه میاندازد شکست میخورد. کتاب درباره رابطه این دو با هم و بیشتر شرح بدبختیهای آلدو است. لیام تصمیم میگیرد از زندگی دوست بداقبال خود کتاب بنویسد.
۲ نفرخواندهاند۴ نفرمیخواهند بخوانند
خوانندههای ابریشمک این کتاب را با این نسخهها خواندهاند.
۴ خواننده
۱ خواننده
۱ خواننده
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
«درود و مهر، آقای تولتز عزیز خودشون فرمودن این کتاب رو برای ترس از زندگی کردن نوشتن تو قسمتی از کتاب میگه《 مسئله این نیست که «زندگی ارزش زیستن داره یا نه»، مسئله اینه که «زندگی من ارزش زیستن داره یا نه.» آدم بهترین روز زندگیش رو با بدترین روزش قیاس میکنه و میفهمه هیچ فرقی باهم ندارن》 واقعا کتاب جالب و جذاب و گیرا و بسیار رون و نزدیک و ساده و در عین حال پر از مفاهیم و تلنگرهاا و دیالوگ های بی نظیر هست دوسش داشتم خصوصا این قسمت کوتاهش رو که میگه《این یکی از عادات قدیمی و مسخرهٔ انسان است: وقتی راهش را گم میکند تندتر میدود.》»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.