روایت رنج زندگی دو زن زیر سایه حکومتی مستبد و مردسالار
داستان پر درد و رنجی که مارو با زندگی دو زن زیر سایه ناارامی و اشوب افغانستان همراه میکنه رنج هایی که از چشم همه مردم دنیا پنهان است و فقط زنان افغانستان محکوم به تجربه ان هستند. ایستادگی و شجاعت این زنان شمارو به وجد می آورد. داستان دو زن یکی دختر ناز پروده پدر،و دیگری دختری از دل فقر و تنگدستی.مریمی که به ناچار،و لیلایی که به زور وارد یک زندگی شده اند؛ که در نهایت زندگی هر دو به هم گره میخورند.و هر دو میشوند حامی و یار یکدیگر داستان در زمان حمله طالبان به افغانستان روایت میشود زمانی که ترس و گرسنگی و قحطی همه جا حاکم بوده است. کتابی که باعث میشوند در سطر به سطرش با زنان قصه همزاد پنداری میکنی از آن داستانهایی که حتی بعد از تمام شدن کتاب هم رهایت نمیکند و مدام بهش فکر کنی. خودِ خالد حسینی دربارهی این کتابش گفته : " زنانی را در کشورم دیدم که همراه با کودکانشان از کنار دیوارها با شتاب عبور میکردند زنان برقع پوشی که درست مثل خورشید در پس ابر ماندهاند دوست داشتم بدانم در این سی سال ، در مسیرِ تندبادِ سرنوشتِ افغانستان چه بر سر آنها گذشته است. همانجا بود که تصمیم گرفتم داستانی درباره زنان سرزمینم بنویسم؛ خوشیدهای تابانی که در پس برقعها هستند
سرفصلها
- کودکی مریم: زندگی سخت مریم در کنار مادرش
- ازدواج اجباری: ازدواج مریم با رشید
- زندگی در کابل: ورود لیلا به داستان
- جنگ و ویرانی: تغییر زندگی مردم افغانستان
- لیلا: کودکی، خانواده و آرزوهای او
- ازدواج لیلا و رشید: شکلگیری زندگی مشترک دشوار
- مریم و لیلا: تبدیل دشمنی اولیه به دوستی عمیق
- خشونت و محدودیت: سختیهای زندگی زنان تحت سلطه طالبان
- مقاومت: تلاش مریم و لیلا برای حفظ خانواده و امید
- فداکاری مریم: تصمیمی سرنوشتساز برای نجات لیلا
- بازگشت لیلا: تلاش برای ساختن زندگی تازه
- پایان: بازگشت به افغانستان و زنده ماندن امید، عشق و خاطره مریم.
به درد چه کسی میخورد
برای کسانی که به داستانهای احساسی، زندگی زنان، فداکاری، جنگ و تاریخ علاقه دارند. اگر داستانهای تلخ و عمیق و واقع گرانه دوست داری، انتخاب خیلی خوبیه