روایت فروپاشی زنی در پیِ ترک شدن و تلاش دردناک او برای عبور از عشق، وابستگی و سوگ.
وانهاده روایت زنی است که پس از ترک شدن، کمکم در مرز میان عشق، وابستگی، انتظار و فروپاشی روانی گرفتار میشود. سیمین دوبووار بدون اینکه رنج او را ساده یا زیبا کند، نشان میدهد چگونه فقدان یک رابطه میتواند تمام جهان یک انسان را تحت تأثیر قرار دهد؛ تا جایی که دیگری تبدیل به مرکز زندگی و ارزشمندیِ خودِ فرد میشود. چیزی که برای من در این کتاب پررنگ بود، تناقض میان هوش و آگاهی زن و ناتوانیاش در نجات خودش بود؛ میفهمد چه بر سرش آمده، اما همچنان در انتظار بازگشت کسی میماند که زندگیاش را به او گره زده است. وانهاده بیش از آنکه داستان یک جدایی باشد، روایت سوگِ یک زن و تلاش دشوار او برای دوباره پیدا کردن خودش بعد از فقدان است.
سرفصلها
- بخش اول: بی خبری و دلبستگی.
- زنی با یک زندگی معمولی که ترک شدن براش چیزی مبهم و انکار نشدنیست.
- بخش دوم: شوک و فروپاشی.
- انتظار بازگشت جای زندگی را می گیرد و زن در رنج و وابستگی عاطفی و سرزنش خود فرو می رود.
- بخش سوم: مواجهه و امکان رهایی
- رو به رو شدن تدریجی فقدان و پایان بیش از اینکه رهایی قطعی باشد،نشانی از امکان دوباره اغاز کردن است.
به درد چه کسی میخورد
به درد همه و بخصوص کسانی که تجربه ترک شدن داشتن
نوشتهیفاطمه