ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «کاش کسی جایی منتظرم باشد» نوشتهی آنا گاوالدا، نشر ماهی، ۲۰۸ صفحه است. در ابریشمک ۴ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
کتاب حاضر، شامل 12 داستان کوتاه فرانسوی است، همگی هول محور زندگی، عشق و مسائل انسانی و احساسی میچرخد. در داستان «اُپل تاچ» میخوانیم: «دارم توی خیابان «اوژن گونُن» در «مولون» راه میروم. «مولون» را برای زندانش، پنیرش و تصادفهای قطارش میشناسید. من ده سال است روزی چهار بار از این خیابان رد میشوم؛ به دانشگاه میروم، از دانشگاه میآیم، غذا میخورم، به دانشگاه میروم، از دانشگاه میآیم. حقوق خواندم و به حرفهام علاقهای ندارم. در فروشگاه «پرامُد» هم فروشندگی میکنم. مدیرم «مارلین مارشاندیز» است که دچار ابتذال روحی است، چون با کارمندانش مثل احمقها رفتار میکند».
۱ نفرمیخوانندش۲ نفرخواندهاند۱ نفرمیخواهند بخوانند
خوانندههای ابریشمک این کتاب را با این نسخهها خواندهاند.
۳ خواننده، ۱ نفر تمامش کردند
۱ خواننده
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
ولی ۲ نفر پیشتر همین کتاب را از راسته خریدهاند.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.