داستان مردیست که در جستوجوی جوانی و لذت، آرامآرام زیباییِ روحش را با تباهیِ درونش معامله میکند.
«تصویر دوریان گری» اثر اسکار وایلد داستان جوانی بسیار زیبا به نام دوریان گری است که آرزو میکند خودش برای همیشه جوان و زیبا بماند و بهجایش تصویرش پیر شود. این آرزو به شکلی عجیب به حقیقت تبدیل میشود؛ دوریان جوان میماند، اما تصویرش کمکم آثار گناهها، انتخابها و فساد درونی او را نشان میدهد.
در ظاهر با یک داستان گوتیک و رازآلود طرفیم، اما در عمق داستان، وایلد دربارهی چیزهایی مثل زیبایی، جوانی، لذت، اخلاق، وسوسه، گناه و بهای انتخابهای انسان حرف میزند. سؤال اصلی کتاب این است که اگر هیچکس نتواند آثار کارهای بد ما را روی چهرهمان ببیند، آیا باز هم درست رفتار خواهیم کرد؟
حالوهوای کتاب زیبا، مرموز، تاریک و گاهی وهمآلود است. فضای لندن، مهمانیها، زندگی اشرافی و گفتوگوهای شخصیتها در کنار اتفاقهای عجیب، یک فضای خاص و کمی کابوسوار میسازند.
لحن وایلد هوشمندانه، کنایهآمیز و پر از جملههای درخشان است. شخصیت لرد هنری هم با حرفهای جذاب و گاهی خطرناکش، مدام دوریان را به سمت لذتگرایی و بیتوجهی به اخلاق هل میدهد. به همین دلیل بخش مهمی از جذابیت کتاب در گفتوگوها و دیالوگهای فلسفی و طعنهآمیز آن است.
از نظر سختی، کتاب نسبتاً روان است، اما بعضی دیالوگها و ایدههای فلسفی ممکن است نیاز به مکث داشته باشند. داستان آنقدر جذاب هست که خواننده را جلو ببرد، ولی اگر کمی آرامتر بخوانی، لایههای بیشتری از کتاب را میبینی.
اگر بخواهم حس خواندنش را در چند کلمه بگویم: مرموز، زیبا، تاریک، فلسفی و وسوسهانگیز.
به نظرم جذابترین بخش کتاب این است که تصویر دوریان فقط یک تصویر روی بوم نیست؛ تبدیل میشود به آینهای از روح او. هرچه ظاهرش زیباتر میماند، تصویرش زشتتر میشود و همین تضاد، تمام سؤال اخلاقی داستان را شکل میدهد.
سرفصلها
- زیبایی و جوانی، لذتگرایی، اخلاق، گناه، وسوسه، فساد، هویت، ظاهر و باطن، هنر، تأثیر انتخابها و ترس از پیری
به درد چه کسی میخورد
«تصویر دوریان گری» به درد کسی میخوره که رمانهای کلاسیک، مرموز و فلسفی رو دوست داره و از داستانهایی دربارهی زیبایی، وسوسه، اخلاق و تاریکیهای درون انسان لذت میبره؛ مخصوصاً اگر دیالوگهای هوشمندانه و فضای گوتیک رو دوست داشته باشه.
نوشتهیمهدا