ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «زن در آینه» نوشتهی اریک امانوئل اشمیت، نشر قطره، ۴۹۰ صفحه است. در ابریشمک ۲ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
۱ نفرخواندهاند۱ نفرمیخواهند بخوانند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
«میدانست کتابها دروغ میگویند، سروصدا راه میاندازند و حرفهای ضدونقیض میزنند؛ کتابها دهان کثیفی دارند، چیزهای زیادی خوردهاند، زیاد بالا آوردهاند، زیاد جویدهاند، زیاد نشخوار کردهاند، زیاد لاف زدهاند و زیاد دستمالی شدهاند. وقتی لای کتابی را باز میکرد، حالا دیگر بوی تهوعآور آن نیز به مشامش میرسید.»
«ما فقط نقشه هایی را به دیگران نسبت می دهیم که خودمان توانایی انجام آن را داریم.»
«دخترکی سادهام که در سرزمین زنان سرگردان شده و ناگزیر است آدای بزرگسالان را دربیاورد، من در فریبکاری زندگی میکنم.»
«به خاطر اینکه هزاران نفر از مردم چیزهای احمقانه تعریف می کنن، من تغییر عقیده نمی دم.»
«وقتی ترس مصداقی نداره، بهش میگن اضطراب.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.