روایت یک خانواده با عقاید عجیب که فرزند کوچک کاملا متفاوت با بقیه است خانوادهای که نسلبهنسل مغازهای با محصولات مرتبط با مرگ اداره میکنن.
ذهنیت آدمهای مختلف و روحیات و ناامیدی را نشان میدهد و اینکه چگونه به راحتی میشود با جملاتی ساده یا وسایلی پیش پا افتاده شادی و حس زندگی را به کسانی که امید به زندگی در آنها کم شده است بازگرداند ، گاهی با زدن لبخند یا پیشنهاد دادن یک سرگرمی ساده باعث ادامهی زندگی در فردی که در ذهنش امیدی برای ادامه دادن نداشت شده اند. و فهمید که با هر رفتار چه تغیراتی در اطرافیان بوجود می آید و باعث میشود دید آنها رفته رفته نسبت به زندگی و اتفاقات آن تغییر کند و هر شخصیتی با رفتار های اطرافیان قابل ترمیم است
سرفصلها
- ۱. معرفی مغازه و خانوادهٔ تواش
- ۲. ورود مشتریان به مغازه
- ۳. میشیما و لوکریس؛ پدر و مادر خانواده
- ۴. ونسان و مرلین؛ فرزندان خانواده
- ۵. تولد آلن و تفاوت عجیب او با دیگران
- ۶. شادی آلن در دنیای ناامیدی
- ۷. تأثیر آلن بر اعضای خانواده
- ۸. تغییر نگرش خانواده به زندگی
- ۹. رویارویی امید و ناامیدی
- ۱۰. پایان داستان و سرنوشت خانواده
- توجه: این موارد، سرفصلهای خلاصهشدهٔ داستان هستند، نه عناوین اصلی فصلهای کتاب.
به درد چه کسی میخورد
به نظرم بیشتر به درد کسی میخوره که طنز سیاه، داستانهای عجیبوغریب و نگاه متفاوت به مسائل جدی رو دوست داره.