ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی ژان تولی
«مغازه خودکشی» روی قفسهی ۷۵ خوانندهی ابریشمک با ۸ ترجمه هست. پرخوانندهترین، ترجمهی احسان کرمویسی (نشر چشمه) است با ۴۴ خواننده و میانگینِ ۸٫۴ از ۱۰ (۷ امتیاز). ۴۱ نفر از ۴۴ خوانندهی این ترجمه تمامش کردند.
۴۴ خواننده، ۴۱ نفر تمامش کردند، میانگینِ ۷ نفر: ۸٫۴ از ۱۰
۱۸ خواننده، ۱۳ نفر تمامش کردند
۴ خواننده، ۴ نفر تمامش کردند
ترتیب از پرخوانندهترین است، نه از «بهترین»؛ ابریشمک هیچ نسخهای را توصیه نمیکند و چیزی هم نمیفروشد. اینها فقط شمارشِ قفسهی خوانندههاست.
این جملهها را خوانندهها از روی نسخهی خودشان برداشتهاند. بخوان؛ کدام ترجمه به گوشِ تو روانتر و گیراتر است؟
«" زنده بودن زمان می برد از همه چیز بریدن هم زمان می برد مسئله اینکه فردا دوباره باید به زندگی ادامه بدهد"»
«" و پیوسته همین بود گاهی شرار امیدی در دلش می درخشید گاهی دریای آشفته ناامیدی بود"»
«مردم فکر میکنند زندگی یک خطِ مستقیم است که به مرگ ختم میشود، اما حقیقت این است که زندگی، مجموعهای از انحرافهایِ غیرمنتظره است؛ پیچوکمهایی که اگر به آنها اجازه بدهی، تو را به جاهایِ غیرقابلِتصوری میبرند. خودکشی، نهاییترین شکلِ تسلیم است، چون یعنی تو دست از بازی کشیدهای قبل از اینکه بدانی کارتهایِ بعدیِ دستت چیست. خندیدن در دنیایی که سعی دارد تو را به گریه وادارد، نه یک حماقت، که یک عملِ شورشی است؛ یک مبارزهیِ تمامعیار علیه پوچی.»
هیچکدام از عددهای بالا را ناشر نداده و فروشگاهی نگفته — هر کدام شمارشِ قفسهی خوانندههاست. نسخهی خودت که روی قفسه بنشیند، این فهرست برای نفرِ بعدی که همین را میپرسد یک ردیف دقیقتر میشود.
وارد شو و نسخهات را روی قفسه بگذاراول ببین خوانندهها دربارهی این کتاب چه گفتهاند۳ خواننده، ۳ نفر تمامش کردند
۲ خواننده، ۲ نفر تمامش کردند
۲ خواننده، ۲ نفر تمامش کردند
۱ خواننده
۱ خواننده
«همیشه ،در یک گوشهای از جهان ، برای یک نفر غروب است و همیشه یک نفر در این زمان ترسیده است..»
«روز جای خود را به تاریکی شب داد. آسمان مانند جعبهای ، کم کم بسته شد. این دقیقا زمانی بود که غصهی از دست رفتگان، تلخ تر میشد و تاریکی ، به شکل بغض راه گلوها را میبست.»
««زندگی همینه که هست. اگه سخت بگیری، اونم بهت سخت میگذرونه. این ماییم که بهش ارزش میدیم. با همهٔ کمبودهایی که این دنیا داره، زیباییهای خودش رو هم داره. نباید از زندگی زیاد انتظار داشته باشیم. نمیشه باهاش جنگید! بهتر اینه که نیمهٔ پُرِ لیوان رو ببینیم. حالا اون تفنگ و طناب رو پس بده. حالی که تو این لحظه توشی پُرِ استرس و درده؛»
از ۴ ترجمهی دیگرِ این فهرست هنوز کسی جملهای نگذاشته.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.