داستان آدمهایی که وسط بدبیاریها، شکستها و پوچیهای زندگی، با طنز سیاه سعی میکنند به یک نحوی ادامه بدهند.
کتاب برای من بیشتر از اینکه درباره اتفاقات عجیب و آدمهای عجیبش باشه، درباره زندگی و مرگ و معنای انتخابهامون بود. ایدهی «رجعت ابدی» نیچه، یعنی اینکه اگر قرار باشه همین زندگی رو دقیقاً با همهی خوشیها، شکستها و رنجها بارها تکرار کنیم، آیا باز هم حاضر به پذیرفتنش هستیم، چیزی بود که بیشتر از همه ذهنم رو درگیر کرد.
تولتز با طنز تلخ و گاهی عجیبش به این سؤال نزدیک میشه، بدون اینکه جواب سادهای تحویل بده. شاید زندگی همیشه قابل فهم یا حتی عادلانه نباشه، ولی مسئله اینه که با همین زندگیای که داریم چه کار میکنیم و آیا میتونیم آن را با همهی نقصها و رنجهاش بپذیریم. برای من، «هرچه باداباد» بیشتر از یک داستان، بازی با همین سؤال بود که اگر دوباره به نقطهی شروع برگردیم، آیا باز هم همین زندگی را انتخاب میکنیم؟
سرفصلها
- ۱. آدمهایی که زندگی با آنها شوخی دارد
- شخصیتهایی عجیب و معمولی که هرکدام به شکلی درگیر بدبیاریها و مشکلات خودشاناند.
- ۲. خانواده و رابطههای پیچیده
- رابطههایی که همیشه امن و منطقی نیستند و گاهی بیشتر از اینکه آرامش بدهند، دردسر میسازند.
- ۳. شکست، فقدان و بدبیاری
- آدمها با چیزهایی روبهرو میشوند که کنترل زیادی رویشان ندارند و باید somehow با آنها کنار بیایند.
- ۴. طنز سیاه زندگی
- اتفاقهای تلخ و عجیب با نگاهی طنزآمیز روایت میشوند و مرز خنده و ناراحتی مدام جابهجا میشود.
- ۵. معنا یا بیمعنایی؟
- کتاب مدام آدم را با این سؤال روبهرو میکند که اصلاً قرار است زندگی معنای مشخصی داشته باشد یا نه.
- ۶. هرچه باداباد
- در نهایت، شاید آدمها نه جواب همهچیز را پیدا میکنند و نه زندگی را حل میکنند؛ فقط یاد میگیرند با همین آشفتگی ادامه بدهند.
به درد چه کسی میخورد
هرکسی که به موضوع مرگ و زندگی پس از مرگ علاقه داره مناسبه
نوشتهیفاطمه