روایت مردی بی تفاوت به احساسات درونی و بیرونی ،مردی که همین بی تفاوتی اش او را محکوم به قتل غیرعمد کرد .
کتاب بیگانه ،حس کردم آلبر کامو سعی کرده است نتیجه بی تفاوتی و سردی به احساسات را به رخ خواننده بکشد ، داستان بی تفاوتی مردی به مرگ مادر بی نوایش که در خانه سالمندان با مرگ دست به گریبان شده است . مردی که ادعا میکند آدمی را نه از عصبانیت و خشم بلکه بخاطر آفتاب داغ و سوزان کشته است . و روایت دیدار عاطفی که وجودش در فردای خاکسپاری مادر وی بیشتر موجب محکومیت است نه تسلای غم داغدیده.
سرفصلها
- بخش اول : مطلع شدن مورسو از مرگ مادرش و بی تفاوت بودن به این قضیه.
- بخش دوم : زندانی شدن مورسو و انتظار برای حکم دادگاه و داستان های زندان و ....
به درد چه کسی میخورد
اگر ب دنبال رمانی هستید که هر لحظه تعجبتان نسبت به شخص اول داستان بیشتر شود این رمان را از دست ندهید . برای افراد زیر ۱۴ سال توصیه نمیکنم