ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «تفریحگاه خانوادگی»، نشر ماهی است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
کتاب حاضر، داستانی عاطفی و انسانی است که با زبانی ساده و روان نگاشته شده است. در این داستان دختری در کودکی مادرش را در حادثهای از دست میدهد. او خواهر کوچکش را مسبب مرگ مادر میداند. سالیان سال با نفرت از خواهرش زندگی میکند. تا اینکه بیماری پدر فرصتی میشود برای بازیابی پیوند دو خواهر و دوست شدن آنها. در داستان میخوانیم:«ناگهان از سرم گذشت از اینجا خلاص نخواهم شد. چیدم هم همینطور. برای ما بازگشتی در کار نیست».
۱ نفرمیخواهند بخوانند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
ولی ۱ نفر پیشتر همین کتاب را از راسته خریده.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.