کتابی فلسفی و تأمل برانگیز درباره ی عشق، مرگ و معنای زندگی است.
دربارهی پسری به نام گئورگ است که سالها پس از مرگ پدرش، نامهای را پیدا میکند که پدرش پیش از مرگ برای او نوشته. نامهای دربارهی عشقِ مرموزِ دوران جوانیاش، که او را دختر پرتقالی مینامیده است. روایتی که در کنار عشق، درباره ی مرگ و معنای بودن نیز سخن میگوید. حالوهوای کتاب فلسفی، عاشقانه و کمی غمانگیز است. و شاید ماندگارترین بخش کتاب این سؤال باشد: "اگر حق انتخاب داشتیم، باز هم زندگی را انتخاب میکردیم یا نیستی را؟ "
به درد چه کسی میخورد
این کتاب برای دوستانی ک میخواهند ب سراغ ادبیات فلسفی بروند مناسب است. زیرا در کنار مفاهیم عمیق و پرسشهای فلسفی، نثری ساده و روان دارد، و حجم کم آن باعث میشود شروعی دلنشین برای این مسیر باشد.
نوشتهیرویا