ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
اینجا تازهترین برگکهاست: جملههایی که کتابخوانهای ابریشمک هنگامِ خواندن برداشتهاند و بعد از داوری منتشر شدهاند. روی نامِ هر کتاب برو تا همهی جملهها، نظرها و امتیازهای همان کتاب را ببینی.
«زندگی به خودی خود یکجور رنج کشیدنه. ثروتمند به خاطر ثروتش رنج میکشه. فقیر به خاطر فقرش. آدمهای بیخانواده رنج میکشند چون خانوادهای ندارن، و آدمهای خانوادهدار بهخاطر خانوادههاشون در رنج هستن. آدمهایی که پیگیر امیال دنیویشون هستن بهخاطر امیال دنیویشون رنج میکشن، و آدمهایی که روزهی امیال دنیوی میگیرن بهخاطر روزهشون رنج میکشن. این به این معنی نیست که همه رنجها برابر هستن. قطعاً بعضی رنجها از بقیه دردناکترن. ولی همهی ما بی چون و چرا باید رنج بکشیم.»
«بهترین عمل در صلح بودن و صلح آوردن برای دیگران است.»
«هیچ وقت خوشبخت نخواهی بود اگر مدام دنبال مولفههای خوشبختی باشی. هیچ وقت زندگی نخواهی کرد اگر به دنبال معنای زندگی باشی.»
«( کوچکترین سگ بیشترین سروصدا رو داره. ) کسی که اعتماد بهنفس داره احساس نیاز نمیکنه که ثابت کنه اعتماد بهنفس داره. یک آدم ثروتمند احساس نیاز نمیکنه کسی رو قانع کنه که ثروتمنده. موضوع اینه که یا یک چیزی هستی یا نیستی. و اگه داری شب و روز در مورد چیزی رویاپردازی میکنی، پس داری بارها و بارها این واقعیت ناخودآگاه رو تقویت میکنی: که تو اون چیز نیستی.»
«به "زمان" اعتماد کنید. تمام آنهایی را که برای بیتجربگی از دست دادهاید و تمام آن رابطههایی را که نتوانستید داشته باشید، به شما کمک میکنند تا رابطهی اکنونتان را بهتر و بالغانهتر مدیریت کنید. آدمهایی هم هستند که بهموقع وارد میشوند؛ هم سرعتِ تجربهی شما.»
«عنصر اساسی در بخشش، تمایل به بخشش است.اگر از ته دل بخواهید که ببخشید پنجاه درصد راه را رفته اید.»
«برای خوب شدن لازم است که ببخشید.اگر خواهان سلامتی و خوشبختی کامل هستید، باید همه کسانی را که از آنها رنجیده خاطر هستید را ببخشید.»
«تنها کسی که میتواند قضاوت درستی ازخشونت داشته باشد،همان فردی است که خشونت در مورد او اعمال شده است،و لا غیر.»
«تا خودتان اجازه ندهید،انتقاد دیگران نمی تواند موجب ناراحتی تان شود.»
«خود سرزنشی و احساش گناه داشتن یعنی جهنم(اسارت و محدودیت) عفو و بخشش یعنی بهشت(هماهنگی و آرامش)»

«شاه ترکان سخن مدعیان می شنود شرمی از مظلمه ی خون سیاووشش باد»
«((گریه نکن خواهرم. در خانه ات درختی خواهد رویید و در ختهایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت.)) (( و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درختها از باد خواهند پرسید: در راه که می آمدی سحر را ندیدی!))»
«کاش من هم اشک داشتم و جای امنی گیر می آوردم و برای همه ی غریبها و غربت زده های دنیا گریه می کردم. برای همه ی آنهایی که به تیر ناحق کشته شده اند و شبانه دزدکی بخاک سپرده می شوند.»
«عمه آهی کشید و گفت:((من میخواستم برای آن شهید ، عزاداری کنند، اما نمی خواستم کار به زد و خورد و خونریزی بکشد ، بقول حاج آقای مرحومم در هر جنگی هر دو طرف بازنده است.))»
«زری گفت اما من پشیمان نیستم... به قول یوسف نباید یک شهری ، خالی خالی از مرد باشد»
«عیبی نداره...اگر بخوای بری.همه میخوان بمونی .من هم میخوام بمونی . توی زندگیم هیچ وقت هیچ چیزی رو این قدر نخواستم.اما این خواسته ی منه؛ می فهمم چرا شاید دلت نخواد.واسه ی همین خواستم بهت بگم که اگر بری ، درکت میکنم .عیبی نداره اگر از پیش ما بری.عیبی نداره اگر دیگه ... نجنگی.»
«شنیده ام گاهی آدم ها از خواب مرگ حرف می زنند . یعنی مرگ چنین حسی داشت؟بهترین و گرم ترین و سنگین ترین چرت بی پایان عالم؟اگر به راستی این طور باشد ، دوست دارم بخوابم. اگر مردن چنین حسی دارد ، اصلا و ابدا از چنین خوابی بدم نمی آید.»
«بعید می دانم دیگر به چنین دنیایی تعلق داشته باشم . بعید می دانم دلم بخواهد بیدار شوم.»
«نیروهای طبیعت شر نیستند و این نحوه استفاده شما از آنهاست که تعیین می کند آنها اثر خوب یا بدی روی شما داشته باسند.»
«تنها چیزی که به بقیه در دنیا مدیون هستید، عشق است و عشق به این معنی است که هرآنچه را که برای خودتان آرزو می کنید برای دیگران هم آرزو کنید.»
«دیگران نمی توانند باعث آزار و اذیت شما شوند، یا شما را عصبانی کنند. مگر اینکه خودتان با افکار و حساسیتتان، این اجازه را به آنها بدهید.»
«هر کاری که با دیگران انجام دهید، به خودتان بر میگردد.»
«ذهن شما یک رسانه خلاق است. بنابراین، انچه که در مورد دیگری فکر می کنید و احساس می کنید، در تجربیات زندگی تان پدیدار می شود.»
«به هیچ کس در تمام دنیا این قدرت را ندهید که شما را از هدفتان منحرف کند.»
«محکم اما مهربان باشید و از دلسوزی کردن بی جا دوری کنید.دلسوزی کردن فایده ندارد.»
«آدم بدبخت، برای خودش همراه می خواهد. آدمیکه حس بدبختی دارد،دنبال همدم و همراهی برای خودش می گردد.»
«وقتی دیگران را درک کنید، می توانید آن ها را ببخشید.»
«اگر شما عزت نفس دیگری لطمه بزنید و ارزش او را زیر سوال ببرید، نمی توانید میل قلبی او را بدست بیاورید.»
«زیگموند فروید:"تا زمانی که شخصیت فردی دارای عشق نباشد،مریص شده و می میرد."»
«هر چقدر آدم کمبود داشته باشد بیشتر مجبور است لاف بزند»
«تمام رنج بردن های انسان برای رسیدن به کمال است،برای این است که انسان بهتر شود و کامل تر گردد»
«انسان نمیتواند بهشت را در این جهان بنا کند،ناچار تا زنده است رنج میبرد»
«اين زندگی که زیر آسمان خالی می ترکد.این بی معنی است»
«خودتان میدانید که مهلت ها دوام ندارند.»
«رنجی که می بردی عاقبت تو را به جنایت کشاند»
«طفلکی میخواستم که بعد از مرگم تو زمام دستگاه را به دست بگیری و ببری ولی دستگاه زمام صاحبش را به دست میگیرد و میبرد»
«می دانی، وقتی دیدمش انگار معلق شده بودم در اعماق یک دریای بزرگ. غرق شده بودم، اما به راحتی زیر ده ها فوت آب نفس میکشیدم. انگار وسط آسمان در ارتفاع چند هزار پایی رها شده بودم اما سقوط نمیکردم .»
«اما تویی که امشب بودی همون تویی هستش که من دیروز عاشقش بودم . همون تویی هستی که فردا هم عاشقشم.عاشق اینم که هم ظریفی و هم سرسخت، هم ساکتی و هم شمع مجلس .تو پانکی ترین دختری هستی که می شناسم .مهم نیست چه آهنگی گوش می دی یا چی می پوشی.»
«_همه چی دست خودشه. شاید داره تنهایی وقت میگذرونه .شاید دلش می خواد یک کم تنها باشه.باهاش حرف بزنید .بهش بگید هر قدر لازمه، تنها بمونه و عجله نکنه؛اما حتما برگرده .بگید که منتظرش هستید.»
«سعید در جواب سوالی که نوشته بود جرم چیست نوشته بود به یقه ی کثیف لباس و گچداخل کتری سماور و لوله ها جرم میگویند»
«_ لطفا نمیر. می فهمم چرا دوست داری زنده نمونی ، اما به این فکر کن:اگر بمیری ، توی مدرسه یه دونه از این مراسمای لوس برات میگیرن و همه برات گل و شمع و یادداشت می آرن کنار قفسه ات می چینن.با پشت دست یک قطره اشک رها شده اش را پاک می کند و ادامه میدهد: می دونم از این چیزا بدت می آد.»
«مردم چیزی و باور می کنند که دلشون میخواد باور کنند.»
«اقا جان گفت بی بی برای مرحله اول باید سیصد هزار تومن بدهیم،بی بی گفت تو نوبتتو به من بفروش من جورش میکنم، اقا جان گفت چطور جورش میکنی پریروز که ازت پول قرض میخواستم که نداشتی،حالا بار هات از گمرک ازاد شده یا دلار ملار فروختی؟»
«اقا جان گفت اسممون برا مکه در امده، بی بی گفت به دلم افتاده بود این روزا یه خبر خوش بهم میرسه،حال کی میریم؟ اقا جان گفت بی بی شما باید پیش محسن بمونید،تازه ما هم شاید نتوانیم برویم و امسال جایمان را به کسی بدهیم»
«مثلا خواسته اند این عبادتگاه مال همه باشد. به دور تا دور عبادتگاه اشاره می کند . روی دیوار یک صلیب آویزان است و یک پرچم با طرح صلیب هم روی میز خطابه انداخته اند. و چندتایی هم نقاشی از مریم عذرا و عیسای کودک در عقب عبادتگاه گذاشته اند.بعد بهیک دیوار دیگر اشاره میکند و می گوید : یه دونه هم ستاره ی داود اون ور گذاشته اند...ولی خب مسلمون ها چی؟چرا جا نماز ندارند اینجا؟یا یه تابلو که نشون بده قبله کدوم طرفه؟بودایی ها و هندو ها چی؟یعنی واسه ی اونا یه عودی یه زنگی یه سنجی چیزی نباید بذارن؟ خوب توی پورتلند تعداد بودایی ها از یهودی ها که بیشتره.»
«کیم می پرد وسط حرفش : بس کن! میا هنوز هست. الکی نا امید نمی شم. الکی خودمو نمی بازم . اگر من جلو خودمو گرفتم ، تو هم باید بگیری.»
«اگر بخاطر خانه ی من نبود ، شاید همان هفته های اول معلوم میشد داستان ما راه به جایی نمی برد . در ان خانه ، پیش خانواده ام ، ما زمینه ای مشترک یافتیم.»
«گفتم نمیدونم خوبه بازم بیام توی اجراهات یا نه. پرسید : چرا نیای ؟ این بار اصلا سعی نگرد آن تلخی و زخم را کتمان کند. گفتم : احساس میکنم مانع میشم از تجربه ت لذت ببری و غرقش بشی.نمیخوام مدام نگران من باشی. آدام گفت از نظرش مشکلی ندارد نگران من باشد ، اما معلوم بود که نه دلش مشکل دارد.»
«وحشت داشتم به اجرا های آدام بروم . مسئله این نبود که حسود باشم. یا اهل اینجور موسیقی نباشم . اجرا هایش را دوست داشتم. وقتی روی صحنه بود ، انگار گیتار دست سومش بود.»
«فکر میکنم باید روحم را مثل بادکنک باد کنم تا گنده شود، یا شاید هم بگذارمش توی فریزر تا یخ بزند .این طوری بهتر است .»
«خود مراقبتی به معنی مختصر و مفید دل سوزاندن برای خودتان است .»
«خود مراقبتی اساس یک زندگی ایدئال است .»
«بسیاری از افراد بیش از آنکه به خودشان محبت کنند، به دیگران محبت میکنند. اما من معتقدم هرچقدر محبت بیشتری به خودتان داشته باشید، چیزهای بیشتری برای ارائه به دیگران خواهید داشت.. اگر باکتان پر باشد میتوانید به دیگران بنزین بدهید.»
«هرگز نمیتوان آنچه را مردم نیاز دارند یا درک میکنند،تعیین کرد.»
«به جای مقاومت در برابر تغییراتی که خدا برایت رقم زده است، تسلیم شو. بگذار زندگی با تو جریان یابد، نه بیتو. نگران این نباش که زندگیات زیر و رو شود. از کجا معلوم زیرِ زندگیات بهتر از رویش نباشد.»
«اگر کسی بگوید 'هرچه لازم باشد بدانم، میدانم`، به او نه به چشم استاد، بلکه به چشم جاهل و نادان باید نگاه کرد. فقط نادانها گمان میکنند همه چیز را میدانند.»
«《میتونی همه چیز داشته باشی و هیچی حس نکنی》»
«گاهی دل آدم چیزی میخواهد که عقلش قبولش ندارد.»
«آدم باید برای چیزی که به آن ایمان دارد، ایستادگی کند.»
«بعضی وقتها سکوت کردن از حرف زدن سختتر است.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.